9/16/2019
دوشنبه، ۲۵ شهریور ۱۳۹۸
سیاستمدار دهه 60
پیاده‌روی در زندگی سیاسی موسوی خویینی‌ها

سیاستمدار دهه 60

آیت‌الله‌سیدمحمد موسوی‌ خویینی‌ها در‌60 سالگی عصر سیاست ‌ورزی حاشیه‌ نشینی را انتخاب کرد و حالا پس از 10 سال گویی دوباره قصد بازگشت به میدان سیاست را به سر دارد. چه آنکه مرد پر شور دهه 60 که رد پایش را در تاریخ پرونده‌های مهم تاریخ صدر انقلاب ایران نمی‌توان نادیده گرفت دو سالی است که راحت‌تر در مناسبت‌هایی که میزبان سیاستمداران است حاضر می‌شود و ابایی ندارد تا با نشست و برخاستش اعلام کند از پرده‌نشینی خارج شده. حضور دوباره او در محفل سیاستمداران و مسوولان هرچند در مراسم ختم سید صادق طباطبایی و تسلیت به سید حسن خمینی کلید خورد اما با راه‌اندازی کانال تلگرامی و پاسخ به پرسش‌های تاریخی خوانندگان این کانال ادامه یافت و با ارسال پیام تبریک مخزن‌الاسرار «چپ» به محسن هاشمی‌رفسنجانی و محمدعلی نجفی به مناسبت ریاست شورای شهر و شهرداری تهران مشخص شد که عصر سکوت او آهسته و پیوسته در حال اتمام است. شاه‌بیت بازگشت موسوی‌خویینی‌ها نه‌تنها از حیث ارسال پیام تبریک برای نجفی و هاشمی است که او راحت تر از قبل در مراسمات عروسی و عزا حاضر می شود و مقابل لنز دوربین های خبری قرار می گیرد.

مجتبی حسینی: آیت‌الله‌سیدمحمد موسوی‌ خویینی‌ها در‌60 سالگی  عصر سیاست ‌ورزی حاشیه‌ نشینی را انتخاب کرد و حالا پس از 10 سال گویی دوباره قصد بازگشت به میدان سیاست را به سر دارد. چه آنکه مرد پر شور دهه 60 که رد پایش را در تاریخ پرونده‌های مهم تاریخ صدر انقلاب ایران نمی‌توان نادیده گرفت دو سالی است که راحت‌تر در مناسبت‌هایی که میزبان سیاستمداران است حاضر می‌شود و ابایی ندارد تا با نشست و برخاستش اعلام کند از پرده‌نشینی خارج شده. حضور دوباره او در محفل سیاستمداران و مسوولان هرچند در مراسم ختم سید صادق طباطبایی و تسلیت به سید حسن خمینی کلید خورد اما با راه‌اندازی کانال تلگرامی و پاسخ به پرسش‌های تاریخی خوانندگان این کانال ادامه یافت و با ارسال پیام تبریک مخزن‌الاسرار «چپ» به محسن هاشمی‌رفسنجانی و محمدعلی نجفی به مناسبت ریاست شورای شهر و شهرداری تهران مشخص شد که عصر سکوت او آهسته و پیوسته در حال اتمام است. شاه‌بیت بازگشت موسوی‌خویینی‌ها نه‌تنها از حیث ارسال پیام تبریک برای نجفی و هاشمی است که او  راحت تر از قبل در مراسمات عروسی و عزا حاضر می شود و مقابل لنز دوربین های خبری قرار می گیرد.

 

او شاید پیش از اعلام چرایی سکوت خود گفته بود که «جایی ندارم که حرف بزنم.» اما حالا به نظر می‌آید که فرصت سخن گفتن برای روحانی پر رمز و راز اصلاح‌طلبان فراهم شده تا از طریق تلگرام حرفهایش را بزند.هرچند مدتی است که کانال تلگرامی موسوی خویینی ها  اقدام به انتشار مطلبی نکرده اما نکته حائز اهمیت  مطالب منتشر شده در کنال این فقیه سیاستمدار  و پرآوازه پاسخ به شبهات دهه 60 است که او مسئولیت ها و موقعیت ویژه ای در نظام نوپای جمهوری اسلامی ایران داشته است.

 

هرچند این راهبرد پیشنهادی آیت‌الله موسوی‌خویینی‌ها با نقد تند و تیز توده‌های هوادار اصلاح‌طلبی در فضای مجازی همراه شد اما گویا راهی که قصد رفتن کرده، همان راهی است که موسوی‌خویینی‌ها مختصاتش را داده. خروج از پرده‌نشینی و ارایه راهبرد سیاسی به اصلاح‌طلبان درون قدرت از سوی موسوی‌خویینی‌ها داستان پر رمز و راز او را فصلی جدید می‌آفریند و این پرسش را جانی دوباره می‌بخشد که سید محمد موسوی‌خویینی‌ها کیست و چرا خلوت و جلوت سیاسی‌اش برای «چپ» و «راست»جذاب است؟


روزهای کودکی و تحصیلات


سیدمحمد موسوی‌خویینی‌ها حالا 76 ساله است و اصالتا اهل قزوین. در20 سالگی هرچند وارد حوزه علمیه قم می‌شود اما هرگز فرصت نمی‌کند تا پای درس امام خمینی بنشیند. سال 1346 با انتشار کتاب «شهید جاوید» نعمت‌الله صالحی نجف آبادی راه برای فعالیت سیاسی موسوی‌خویینی‌ها باز می‌شود. نقطه حیاتی اتفاق برای محمد موسوی‌خویینی‌ها سخنرانی او در حمایت از کتاب شهید جاوید در مقابل آیت‌الله گلپایگانی و در خانه او بود. سخنرانی 5 دقیقه‌ای خویینی‌ها آن اندازه تند بود که گفته می‌شود آیت‌الله گلپایگانی عصایش را به نشانه اعتراض تا نیمه بلند کرد تا شدت عصبانیت خود را نشان دهد. از آن پس بود که حتی شهریه سید محمد از حوزه علمیه قطع شد. خود درباره آن روزها می‌گوید: «بنده به دلیل ارتباط با آقای منتظری و علاقه‌‌مندی به امام و نهضت ایشان در آن جریان طلاب را به منزل مراجع می‌بردم. یک شب در منزل آقای گلپایگانی رفتیم، صحبت کردم و بیشتر از سایرین با حملات روبه‌رو شدم. ایشان نیز برخورد تندی با بنده کرد و پس از آن شهریه مرا قطع کرد.»موسوی‌خویینی‌ها در سال 1350 به تهران آمد و در مسجدی در نیاوران با نام «جوزستان» منبر می‌رفت و به تفسیر قرآن در شب‌های ماه رمضان می‌پرداخت. اما نوع خاص تفسیر او حکایات تازه‌ای را پیرامونش به وجود آورد؛ حکایاتی که در نامه علی مطهری به موسوی‌خویینی‌ها اینگونه مورد بحث قرار گرفت: «شهید مطهری نسبت به طرح مباحثی که شما در مسجد جوزستان به عنوان تفسیر قرآن مطرح می‌کردید، معترض بوده و آن مباحث را دارای ریشه‌های مادی می‌دانسته‌اند»، البته موسوی‌خویینی‌ها این ادعا را هرگز بی‌پاسخ باقی نگذاشت: «به طوری که بنده در آن سال‌ها که به تهران آمده بودم، با آقایان مطهری و بهشتی ارتباط بسیار صمیمانه‌ای داشتیم و جلسات پیوسته هفتگی یا دوهفتگی میان ما برگزار می‌شد. اصلا در آن زمان نه آقای مطهری و نه آقای بهشتی به بنده نگفتند که مباحث تفسیری‌ام اشکال و انحراف دارد.»

 

موسوی‌خویینی‌ها در این زمان از فعالیت سیاسی نیز غافل نبود. همکاری با سه عضو سازمان مجاهدین خلق پیش از اعلام تغییر ایدئولوژی باعث می‌شود تا او سال 1355 بازداشت و کلاس‌های مسجد جوزستان تعطیل شود. موسوی‌خویینی‌ها به اتهام ارتباط با سازمان مجاهدین خلق و انتقال اسلحه به آنان و همچنین پخش اطلاعیه‌های آیت‌الله خمینی به 15 سال حبس محکوم شد.»یکی از عجیب‌ترین گفته‌ها درباره زندگی محمد موسوی‌خویینی‌ها به سفر او به شوروی و تحصیل در دانشگاه پاتریس لومومبای مسکو اختصاص دارد. خویینی‌ها در تنها واکنشی که نسبت به این حرف‌ها درباره خود داشته است، می‌گوید: «در سال‌های اخیر کتابی به نام شنود اشباح منتشر شد که در ارتباط با من یادداشت‌هایی را از مجلات خارجی جمع‌آوری کرده بود و مرا این‌طور معرفی کرد که یک عنصر وابسته به شوروی هستم، تحصیلاتم نیز در دانشگاه پاتریس لومومبا در مسکو بوده است. این کتاب این‌طور می‌خواهد القا کند که چون من از نزدیکان امام بودم، خواسته‌های شوروی را به امام القا می‌کردم. حتی به خاطر دارم نخستین سالی که بنده به عنوان امیرالحاج به مکه مشرف شدم، در تمام نشریات عربستان این مطالب را چاپ کردند که بگویند این کسی که آمده، مارکسیست است و وابسته به شوروی‌هاست و اصلا بزرگ شده‌ مسکو است.»


آزادی از زندان و ادامه مبارزه


موسوی‌خویینی پس از 10 ماه که از زندان آزاد شد، بار دیگر فعالیت‌‌های خود را از سر گرفت. بخش عمده‌ای از فعالیت‌های ضدرژیم او در این مقطع به عنوان خطیبی سیاسی در مساجد تهران در اسناد ساواک به نام «موسوی» ثبت شده است. مهم‌ترین اتفاق این دوره اما تشکیل جامعه روحانیت مبارز است. حسن روحانی در خاطرات خود درباره تشکیل جامعه روحانیت مبارز تهران می‌گوید: «تشکیلات جدید و با هدف رهبری نهضت در تهران و شهرستان‌ها تحت عنوان جامعه روحانیت مبارز تهران، در اوایل سال 1356 شکل گرفت. در نخستین جلسه‌ای که تشکیل شد، شماری از مشاهیر روحانیت مبارز مانند شهید دکتر بهشتی، شهید علامه مطهری، آیت‌الله موسوی‌اردبیلی، امام کاشانی، انواری، موحدی‌کرمانی، موسوی‌خویینی‌ها، شهید شاه آبادی، شهید محلاتی، ناطق‌نوری، اینجانب و تعداد دیگری از دوستان حضور داشتند.» تشکیلاتی که علاوه بر شورای مرکزی جلسات مناطق را نیز به طور پیگیر برگزار می‌کرد.


روزهای نوفل‌لوشاتو

 

پس از سفر آیت‌الله خمینی به فرانسه، موسوی‌خویینی‌ها نیز خود را به پاریس و دهکده نوفل لوشاتو می‌رساند. موسوی‌خویینی‌‌ها در زمان حضور در فرانسه، به همراه سیداحمد خمینی به ایتالیا رفت و برای نخستین بار در برابر پرسش رسانه‌های اروپایی حاضر شد و انقلاب ایران را تحلیل و تفسیر کرد و حتی یک روز هم به آلمان غربی سفر کرد. خویینی‌ها یکی از افرادی بود که به همراه سیداحمد خمینی، صادق طباطبایی و دیگران با پرواز حامل امام خمینی در روز 12 بهمن به ایران بازگشت و «اموال امام را به امانت نزد خود نگاه داشت تا اگر ایشان بازداشت شد، اسناد و اموال در اختیار رژیم قرار نگیرد.»


رهبر معنوی دانشجویان در تسخیر

 

ماجرای اشغال سفارت امریکا در روز 13 آبان 1358 خود یکی از مهم‌ترین وقایعی است که محمد موسوی‌خویینی‌ها در آن نقش کلیدی ایفا کرد. انتشار اسناد مرتبط با سفارت امریکا یکی دیگر از اتفاقاتی است که حرف و حدیث‌های بسیاری را برای موسوی‌خویینی‌ها به دنبال داشت. هرچند او درباره چگونگی انتشار این اسناد می‌گوید: «آن زمان سعی می‌شد اسنادی از صدا و سیما و رسانه‌های عمومی منتشر شود که به نوعی به مساله امریکا و عوامل این کشور در ایران مربوط شود.» اما همواره در طول سال‌های پس از انقلاب نوع انتشار این اسناد یکی از مهم‌ترین انتقاداتی بوده که به موسوی‌خویینی‌ها وارد شده است.
شورای نگهبان یک نفره
محمد موسوی‌خویینی‌ها فارغ از نقش‌هایی که در تسخیر سفارت امریکا بازی کرد، نخستین بار پس از انقلاب به عنوان نماینده امام خمینی و عضو شورای سرپرستی صداوسیما برگزیده شد. اما اول دی ماه 1358 امام خمینی وظیفه مهم‌تری را بر دوش او قرار داد: «نماینده تام‌‌الاختیار امام در تعیین و تایید صلاحیت کاندیداهای نخستین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری». این حکم 45 روز پس از اشغال سفارت، برای خویینی‌ها صادر شد. قرار بود خویینی‌ها به صورت انفرادی نقش شورای نگهبان را ایفا کند. او از میان 106 کاندیدا، فقط 8 نفر را واجد صلاحیت دانست. خویینی‌ها در دفاع از این تصمیم خود در سخنرانی پیش از خطبه‌های نماز جمعه در روز 21 دی 58 در مورد ثبت‌‌نام بیش از صد کاندیدا گفت: «تشخیص واجد صلاحیت بودن امر بسیار خطیر و مهمی است که این به عهده ملت ایران است اما این کاری که من خواهم کرد در صورتی که ملت ایران اجازه بدهند افرادی که صددرصد فاقد صلاحیت هستند حذف خواهم نمود.»موسوی‌خویینی‌ها با همه اتفاقات سال 58، بدون شک یکی از نماینده‌های راه یافته به دور اول مجلس شورای اسلامی در خرداد 1359 لقب گرفت. او در هیات رییسه به عنوان نایب‌رییس اول انتخاب شد. درحالی که اکبر هاشمی‌رفسنجانی رییس این مجلس بود و محمد یزدی، نایب‌رییس دوم. این سه نفر در طول سال‌های بعد در جریان انتخابات‌ بسیاری نامشان در کنار هم آورده شد. بدون شک مهم‌ترین تصویری که از محمد موسوی‌خویینی‌ها در خاطرات روزهای پس از انقلاب اسلامی به جا مانده، نطق توفانی او در موافقت با عدم کفایت سیاسی ابوالحسن بنی‌صدر به عنوان نخستین رییس‌جمهوری اسلامی ایران است.


روزهای پس از بنی‌صدر

 

در روزهایی که دیگر ایران انقلابی بنی صدر را به عنوان رییس‌جمهور نمی‌بیند، موسوی‌خویینی‌ها مورد سوء قصد قرار می‌گیرد. بر اساس خاطرات آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی، خویینی‌ها در روزهای پایانی آذر سال 61 مشغول مباحث اقتصادی بوده است. حادثه دیگری که در سال 62 اتفاق می‌افتد و در مورد موسوی‌خویینی‌ها مهم جلوه می‌کند، نظر مثبت امام برای انتخاب او به عنوان وزیر اطلاعات است. اما در نهایت محمد محمدی‌نیک به عنوان وزیر اطلاعات انتخاب شد. سال 1361 موسوی‌خویینی‌ها از سوی امام به عنوان «امیرالحاج» ایران انتخاب شد تا نخستین مراسم برائت از مشرکین را موسوی‌خویینی‌ها در روز 2 مهر سال 1361 برگزار کند و از سوی ماموران سعودی بازداشت شود. خاطره هاشمی درباره این روز به‌شدت خواندنی است: «امروز آقای موسوی‌خویینی‌ها و چند نفر دیگر را در مکه هنگام تظاهرات بازداشت کرده‌اند - یا احضار کرده‌اند - و پس از مدتی آزاد کرده‌اند. عربستان در مخمصه افتاده. » کار به جایی می‌رسد که در روز 17 مهر 1361 موسوی‌خویینی‌ها از عربستان اخراج می‌شود.


پرونده انفجار نخست‌وزیری

 

موسوی‌خویینی‌ها تیرماه 1364 از امام حکم دادستانی کل کشور را می‌گیرد. یکی از قضایایی که موسوی‌خویینی‌ها با ورود به دادستانی با آن دست و پنجه نرم کرد، ماجرای انفجار نخست‌وزیری در 8 شهریور 1360 بود. فرار کشمیری عامل اصلی ماجرا باعث شد که اسدالله لاجوردی دادستان انقلاب تهران نزدیکان دفتر نخست وزیری از جمله بهزاد نبوی و خسرو تهرانی را بازداشت کند. تقی محمدی، عضو دفتر اطلاعات نخست‎وزیری که پس از انفجار به‎عنوان کارداری سفارت افغانستان منصوب شده بود نیز احضار و البته در مسیر بررسی پرونده خودکشی می‌کند. 61 تن از وزرا، نمایندگان و مسوولان طوماری به دفاع از متهمان امضا و برای امام ارسال می‌کنند و همزمان 62 نماینده مجلس نیز به قوه قضاییه تذکر داده و خواستار پیگیری جدی پرونده نخست وزیری می‌شوند. متعاقب ارسال طومار، امام آیت‌الله موسوی‌اردبیلی، رییس وقت شورای عالی قضایی، موسوی‌خویینی‌ها دادستان وقت کل و رییسی دادستان وقت انقلاب تهران را به جماران فرا می‌خوانند. گفته می‌شود موسوی‌خویینی‌ها در این جلسه به امام می‌گوید که «به پرونده رسیدگی نمودیم و مساله خاصی در پرونده‌ها وجود ندارد». و امام دستور بسته شدن پرونده را می‌دهد. البته اینکه امام دستور مسکوت بودن پرونده را داده‌اند یا مختومه شدن آن یکی از نکاتی است که در گنجینه اسرار باقی مانده است.


عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام

 

موسوی‌خویینی در سال‌های دهه 60 حکم دیگری نیز از امام دریافت کرد. نام او به همراه آیت‌الله خامنه‌ای، اکبر هاشمی‌رفسنجانی، عبدالکریم موسوی‌اردبیلی، محمدرضا توسلی و میرحسین موسوی در جایگاه اعضای حقیقی نه حقوقی مجمع تازه تاسیس تشخیص مصلحت نظام قرار گرفت. هاشمی در خاطره روز 24 بهمن 1366 درباره نخستین جلسه این مجموعه می‌نویسد: «شب نخستین جلسه مجمع تشخیص مصالح برای احکام حکومتی در دفتر آقای خامنه‌ای تشکیل شد. شش فقیه شورای نگهبان و آقایان خامنه‌ای، موسوی‌اردبیلی، میرحسین موسوی نخست‌وزیر، موسوی‌خویینی‌ها دادستان کل کشور، توسلی رییس دفتر امام، من و احمد آقا بودیم.»


مشاور سیاسی آیت‌الله خامنه‌ای

 

با فوت امام خمینی در خرداد سال 1368 و انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان رهبر تازه انقلاب، پس‌ازچندی او در کنار میرحسین موسوی، سیدمحمد خاتمی و محمدرضا باهنر در حلقه مشاوران آیت‌الله خامنه‌ای قرار می‌گیرد.
 مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست‌جمهوری
تاسیس مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست‌جمهوری توسط آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی را باید برای استفاده از تجربیات سیدمحمد موسوی‌خویینی‌ها دانست. بر همین اساس هاشمی‌رفسنجانی او را به عنوان رییس این مرکز منصوب می‌کند اما گذشت یک سال و افزایش افزایش اختلافات با هاشمی باعث می‌شود تا موسوی‌خویینی‌ها از ریاست مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست‌جمهوری استعفا دهد.


مدیر مسوول روزنامه سلام

 

خویینی‌ها پس از بیرون آمدن از مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست‌جمهوری و جلوگیری از ورود چپ‌های اسلامی برای انتخابات خبرگان مجاب می‌شود تا روزنامه تاسیس کند. نام روزنامه را هم سیداحمد خمینی پیشنهاد می‌دهد: «سلام». این روزنامه به خصوص در دولت دوم هاشمی‌رفسنجانی به یکی از منتقدین اصلی دولت تبدیل شد. سلام در دوره حیات خود دوبار محاکمه شد. نخست در میانه دهه 70 که منجر به تعدیل آن شد و سرانجام در سال 1378 که برای 5 سال توقیف شد. سلام به دلیل انتشار نامه‎ای منتسب به سعید امامی در این روزنامه، توقیف شد.


روزهای پس از سلام

 

موسوی‌خویینی‌ها البته پس از توقیف سلام نقش‌های دیگری نیز بر عهده گرفت. او در سال 1384 و پس از استعفای مهدی کروبی از دبیرکلی مجمع روحانیون مبارز، به عنوان دبیر این مجمع برگزیده شد. او در سال 88 و پیش از برگزاری انتخابات حرف‌های مهمی درباره اصلاح‌طلب و اصولگرا بودن زد و گفت: « من نمی‌دانم چه انسان خیراندیشی نخستین بار از واژه اصلاح‌طلبی استفاده کرد، اما هرکسی که بود کار شایسته‌ای را انجام داد. در ابتدا جریان مقابل هم تلاش می‌کرد خود را اصلاح‌طلب بنامد اما موفق نشدند این واژه را مصادره کنند. البته ما هم در ابتدا تلاش نمی‌کردیم که اصلاح‌طلب خوانده شویم. در هرصورت ما اصلاح‌طلب نامیده شدیم و طرف مقابل اصولگرا.»


چرایی سکوت

 

«بنده از ابتدا هم زیاد اهل مصاحبه و سخنرانی و اینگونه اقدامات نبودم. در تمام سال‌های انتشار سلام شاید فقط یک بار آن هم در مورد 13 آبان یا 22 بهمن با خبرنگار سلام مصاحبه کردم.» این پاسخی است که سیدمحمد موسوی‌خویینی‌ها درباره سکوتش به زبان می‌آورد. موسوی‌خویینی‌ها در مصاحبه‌ای که چند سال پیش انجام داد گفت لیبرال نشده و تفاوتی نکرده است. همین است که باید گفت سیدمحمد موسوی‌خویینی‌ها همانی است که بوده. می‌داند چه زمانی سکوت کند و چه زمانی سکوتش را بشکند. اما هرچه هست این روحانی متنفذ دهه شصت هرگز قصد احیای دعوای چپ و راست را ندارد چه آنکه خودش یک بار با صراحت دلیل سکوتش را اعلام کرد، دلیلی که می‌تواند پرده از رمز و راز توصیه سیاسی به نجفی برای عدم معرفی تخلفات شهرداری در دوران محمد باقر قالیباف باشد: «حاضر نیستم که دعوا را دوباره شروع کنم.»

 

 

موضوعات مرتبط
دیدگاه ها