8/22/2019
پنج شنبه، ۳۱ مرداد ۱۳۹۸
رهبری با تشکیل دولت پنهان مخالفت کردند/ رهبری گفتند فرمانده کار اقتصادی، دولت است؛ دستگاه‌های دیگر در خدمت دولت باشند
عزت‌الله ضرغامی، رئیس پیشین سازمان صداوسیما:

رهبری با تشکیل دولت پنهان مخالفت کردند/ رهبری گفتند فرمانده کار اقتصادی، دولت است؛ دستگاه‌های دیگر در خدمت دولت باشند

عزت‌الله ضرغامی با بیان اینکه هیچ‌وقت قصد و برنامه‏‌ریزی برای شرکت در انتخابات ریاست‌جمهوری نداشته‌ام گفت: البته معتقدم نیروهای انقلاب باید همیشه آمادگی برای هر شرایطی داشته باشند.

اعتمادآنلاین| عزت‌الله ضرغامی، فعال سیاسی اصولگرا و رئیس پیشین سازمان صداوسیما در پاسخ به سوالی مبنی بر برنامه ریزی برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری گفت: هیچ‌وقت برنامه‌ریزی و تدارکات برای انتخابات نداشته‌ام و الان هم ندارم. کارهایی که من انجام می‏دهم هیچ ارتباطی با بحث‏های سیاسی و انتخاباتی ندارد و حتی با نگاه انتخاباتی، برخی حرف‏ها و رفتارها هیچ توجیه ندارد و می‏تواند خلاف آن رفتار صورت بگیرد. اهم اظهارات ضرغامی را در ادامه می خوانید:

*‌(درباره انتقادات به عملکرد در دوران ریاست بر سازمان صدا و سیما به ویژه در مناظره های سال 88): آدم ‏ها اعتقادات شخصی و باورهای فردی دارند و حق‌شان است که این باورها را مطرح و تبلیغ کنند و بر آنها پافشاری کنند. کسانی که مرا می‏شناسند و سال‏های طولانی با من همکاری کرده‌اند شاهد هستند همان مواضعی که به لحاظ شخصی داشتم همان‏ها را بر حسب وظیفه الان ابراز می‏کنم. اما طبیعی است وقتی کسی مسئولیت پذیرفت نمی‏تواند به دنبال طرح مواضع شخصی خود باشد. در دوران مسئولیتم در صداوسیما من باید مواضع سازمانی خودم را تبیین می‏کردم. اگر کسی رئیس سازمانی باشد و هر روز اعتقادات و مواضع شخصی خودش را بیان کند کارها جلو نخواهد رفت. 

*آنچه که شما در سازمان صداوسیما دیدید اتفاقا با گذشته سازمان بسیار متفاوت بود. اقداماتی که به خصوص من در سال‏های اول و دوم انجام دادم آنقدر متفاوت بود که آقای خاتمی بارها در جلسات تحسین می‏کرد و دیگر آقایانی که با آنها در دولت بودیم سوال می‏ کردند چرا قبل از شما این کارها انجام نمی‏شد. مثلا وقتی من بسیاری از محدودیت‏هایی که برای آرشیو صداوسیما وجود داشت را برداشتم و از همان هفته‏ های اول بسیاری از تصاویری که مربوط به دولت موقت و شخصیت‏های سیاسی اوایل انقلاب بود و در سال‏های قبل حذف شده بودند را نمایش دادم بسیار مورد توجه قرار گرفت. تا جایی که سید حسن خمینی به من گفت در عکسی که امام از بالای پلکان هواپیما پایین می‏آید در گذشته هر سال یک نفر از شخصیت‏ها حذف می‏شد و اگر شما نمی‏آمدید به آنجا می‏رسید که در نهایت فقط خلبان هواپیما و خود امام باقی می‏ماندند؛ اما شما که آمدید همه اینها را به عنوان نماد زنده کردید و اجازه دادید مردم تصاویر شخصیت‏های دولت موقت، جلسات، سخنرانی‏ها، تظاهرات مارکسیست‏ها و... را ببینند. شاید نماد این اقدام دفاعیات خسرو گلسرخی بود که پخش آن برای عده ‏ای خیلی سخت بود که چطور دفاعیاتی که یک مارکسیست انجام داده را با همان ادبیات پخش می‏کنیم. باز شدن درهای آرشیو صداوسیما بر آنتن صداوسیما و در هم شکستن خطوط قرمز خودساخته، خدمت بزرگی به انقلاب، مردم و خود صداوسیما بود.

* دولت اصلاحات خیلی منتقد رویه صداوسیما بود؛ آقای رمضان‌زاده به عنوان سخنگوی دولت می‏گفت صداوسیما اقدامات و پروژه‏ های بزرگ دولت را نشان نمی‏دهد اما ساعت‏ها برای افتتاح یک دوربرگردان در یک اتوبان(در دوره شهرداری احمدی‌نژاد) برنامه پخش می‏کند...

 

* انتقادات اصولگرایان به صداوسیما هم کمتر از اصلاح‌طلبان نیست. خود من آنقدر که از ناحیه رسانه‏ های اصولگرا مورد حمله و هجمه قرار گرفته‌ام از ناحیه رسانه‏ های اصلاح‌طلب قرار نگرفته‌ام. اما من به این نتیجه رسیدم اگر در دوران مدیریتم در برخی مقاطع حساس می‏توانستم تصمیم بهتری بگیرم الان این را اعلام کنم. مثلا در انتخابات سال 92 که هشت کاندیدا حضور داشتند برای اینکه همه بتوانند در کنار هم حاضر باشند و مدیریت شود و کاملا عدالت رسانه ‏ای برقرار شود روشی اعمال شد که برای سال 96 به این نتیجه رسیدم این روش یک اشتباه داشت. در جریان طرح سوالات از کاندیداها ما باید همزمان با کاندیدایی که می‏خواست بالا بیاید و پاسخ دهد قرعه‌کشی بعدی را می‏کردیم و نفر بعدی را مشخص می‏کردیم و به او اطلاع می‏دادیم تا آماده باشد. در این صورت او پانزده دقیقه فرصت داشت تا فکر کند که چه باید بگوید و با تسلط بیشتری پاسخ دهد. این احترام به مخاطبان هم بود. من برای انتخابات 96 این موضوع را به دوستان گفتم، و گفتم این مورد را اصلاح کنید. اما خب دوستان ما دقیقا همان روند سال 92 را اجرا کردند و تغییری در رویه ندادند.
 

*(در پاسخ به سوالی مبنی بر اشتباهات مدیریتی در سال 88): من مواردی را به عنوان اشتباهات خودم اعلام می‌کنم که واقعا به این نتیجه رسیده باشم که اشتباه بوده‌اند؛ اما چیزی که به آن نرسیده باشم اگر تمام دنیا هم جمع شوند بگویند اشتباه است، نظرم عوض نخواهد شد. مدیریت و راهبری صداوسیما در فتنه 88 را جزو افتخارات خود می‏دانم. مدیریتی شجاعانه و بدون اشتباه راهبردی. در مورد همین 20 دقیقه ‏ای که شما سوال کردید همین‌طور است. من معتقد بودم اگر 20 دقیقه توسط آقای احمدی‌نژاد استفاده نمی‏شد بهتر بود ولی طبق قانون شورای پنج نفره نظارت بر تبلیغات انتخابات ریاست‌جمهوری که صداوسیما صرفاً یک عضو از آن پنج نفر است، هرکسی که علیه نامزد دیگری صحبت کند آن فرد این اجازه را دارد که در برنامه ‏ای مستقل از خودش دفاع کند. این شورا بر همین مبنا به ایشان 20 دقیقه وقت داده بود. من از آقای احمدی‌نژاد به عنوان نظر شخصی خودم خواهش کردم این 20 دقیقه را استفاده نکند. من نمی‏خواستم تاثیر عدالت رسانه ‏ای که برای همه کاندیداها در صداوسیما ایجاد کرده بودیم مخدوش شود. ما شرایط یکسانی برای پخش فیلم‏ها و سخنان آنها فراهم کردیم و حتی برخی مستندهای آنها را که بسیار ضد قانون هم بود پخش کردیم. مثلا در مورد فیلم آقای کروبی کاملا خلاف قانون بود و شورا رد کرد. اما من اجازه شخصی از رهبری معظم گرفتم. حدود یک ساعت مانده به پخش من از ایشان اجازه گرفتم و ایشان هم اجازه فرمودند. آقای کروبی گفته بود یا همه را پخش می‏کنید یا اگر یک فریم آن حذف شود راضی به پخش آن نیستم. به هر حال به دلیل برداشتی که خود من در این‌باره داشتم از رهبری اجازه گرفتم. اما در مورد این 20 دقیقه اینطور نبود. 

‌* در مورد این 20 دقیقه اتفاقا آقای دری نجف‌آبادی، دادستان وقت کل کشور در همان زمان اعلام کرد «اختصاص وقت به نامزدهای انتخابات به‏ صورت نابرابر غیرقانونی است». ایشان روز 20 خرداد 88 با اشاره به تصمیم کمیسیون تبلیغات صداوسیما گفته بود: «کمیسیون تبلیغات صداوسیما با حضور نماینده صداوسیما، نماینده شورای نگهبان و نماینده دادستان کل کشور تشکیل می‏شود که محوریت جلسه ‏ها بر عهده نماینده دادستان است. در جلسه اخیر کمیسیون تبلیغات صداوسیما که با هدف بررسی مناظره‏ های صورت‏ گرفته بین نامزدهای دهمین دوره انتخابات ریاست ‏جمهوری تشکیل شده بود، نماینده دادستان حضور نداشته و به ‏همین ‏دلیل نه‏ تنها برگزاری این جلسه رسمی نیست، بلکه مصوبات آن نیز از درجه اعتبار ساقط است»؛ به علاوه آقای دری تأکید کرده بود پیش از این هم به دو عضو دیگر این کمیسیون اعلام کرده بودیم که زمان در نظر گرفته ‏شده برای کاندیداها باید برابر و یکسان باشد؛ از این‏رو اختصاص وقت به نامزدهای انتخابات به ‏صورت نابرابر غیرقانونی است. اگر ایشان چنین صحبتی کرده باشد این مشکل شورای پنج نفره است آن هم در صورتی که در آیین‌نامه آن آمده باشد اگر یکی از اعضا نباشد تصمیمات از اعتبار ساقط است. در صورتی که اینطور نبود و بنابراین همه تصمیمات قانونی بود. وقتی این را درباه کاندیداها مصوب کردند نمی‏توانستند نادیده بگیرند. اما درباره افراد غیر از کاندیداها این شدنی نبود. 

* من هر بار می‏رفتم دولت وزرا به من می‏گفتند در صحبت‏های آقای موسوی یا کروبی ادعاهایی نسبت به بخشی از دولت وجود داشت که به حوزه ما مربوط می‏شود. وزیر کشور وقت و چند نفر دیگر درخواست کردند که بیایند و پاسخ بدهند. اما این شدنی نبود. چون اگر قرار بود به همه وقت بدهیم باید لیست بلندبالایی از افراد حقیقی و حقوقی در کل مدت تبلیغات می ‏آمدند و پاسخ می‏دادند و این کار عملاً امکان‌پذیر نبود.‌ در آن مقطع محدود زمانی چنین امکانی نبود. مصوبه فقط مربوط به نامزدهای انتخاباتی بود. من به عنوان رئیس یک سازمان رسمی کشور، باید پایبند به مصوبات قانونی باشم. فکر می‌کنم در مورد یکی از نامزدهای دیگر حدود 30 ثانیه وقت دادند اما خود آن فرد علاقه‌مند نبود که از آن استفاده کند. 

*(درباره آرشیو صدا و سیما و انتقال آن به شبکه من و تو): من رئیس یک نهاد حاکمیتی و رسمی هستم و اگر تخلفی در سازمان انجام بگیرد دستگاه‏های مربوطه اطلاعاتی و امنیتی باید رئیس سازمان را در جریان بگذارند و جلوی تخلف را بگیرند. در زمانی که رئیس صداوسیما بودم هرگز و تحت هیچ عنوانی هیچ دستگاه امنیتی نه یک کلمه، نه نامه، نه تلفن و نه حتی تماس در حاشیه یک جلسه با من نداشتند که بگویند چنین مسئله ‏ای وجود دارد و فیلم ‏هایی از آرشیو شما بیرون رفته است. نه‌تنها خود من بلکه بعدها هم که از مدیر آرشیو سوال کردم که شایعاتی که در برخی رسانه‏ ها مطرح است چقدر درست است؟ ایشان گفت هیچ‌کس از من به عنوان رئیس آرشیو هرگز در طول مسئولیتم نه سوالی کرد و نه تحقیقی انجام داد.  خود دستگاه‏های اطلاعاتی هم هیچ موضعی نگرفتند. بعد از توئیت آقای آشنا گفتم وزارت اطلاعات هرچه بگوید من قبول می‏کنم. من گفتم هر قضاوتی که خود وزارت اطلاعات دولت در این باره دارد من قبول می‌کنم. اما در این چند ماه که از طرح این موضوع گذشته، هیچ اعلام موضعی نکرده‌اند.   بعدها که آقای آشنا اینجا آمده بود و با او صحبت کردم ایشان ماجرا را به شکل دیگری برای من تعریف کرد. اولا تعریف و تمجید زیادی از اصل دیجیتالی کردن آرشیو داشت و گفت که کار بزرگی بود و اینکه باید حاشیه‏ های امنیتی برای آن ایجاد می‏شد که البته اینها ایجاد شد و همین الان هم ایجاد می‏شود. او قرائت دیگری از توئیت خود داشت اما من گفتم برداشت رسانه‏ها از توئیت شما چیزی نیست که الان می‏گویید و جنبه‏ مثبت آن را بیان می‏کنید. 

* بعضی مواقع تهیه‌کنندگان برای اینکه پروژه‏ای را به نتیجه برسانند از صداوسیما بخش‏هایی از آرشیو را می‏خواهند و صداوسیما هم در اختیارشان قرار می‏دهد. ممکن است آن تهیه‌کنندگان کار خلافی آگاهانه یا سهوا انجام دهند که از طریق تهیه‌کننده در اختیار دیگران قرار می‏گیرد. این ممکن است رخ داده باشد و قابل بررسی است. 

*( درباره انتقاد به مدیریت کمی و هزینه ساز در دوران مدیریت بر سازمان صدا و سیما): سازمانی موفق است که از تمام امکاناتی که در اختیارش قرار داده می‏شود به بهترین نحو استفاده کند. بله ما در مقطعی اعتبارات ارزی گرفتیم. دلیلش هم این بود که اعتبارات ارزی سالانه سازمان قطع شده بود. به همین دلیل بسیاری از تجهیزات سازمان که از رده خارج شده بود دیگر جایگزین پیدا نکرده بود و سازمان با خطر بزرگی مواجه بود. اما با پشتیبانی که شد بخش بزرگی از مشکلات سازمان حل شد. درباره نیروی انسانی هم رئیس مجلس پیش از این مطلبی را بیان کرده بود که من هم پاسخ رسمی به ایشان دادم. ایشان گفته بود سازمانی که باید با 12 هزار کارمند اداره شود نباید امروز این تعداد نیرو داشته باشد. من هم پاسخ دادم سازمانی که من از آقای لاریجانی تحویل گرفتم 30 هزار نیرو داشت و پس از 10 سال با 33 هزار و 600 نفر تحویل دادم. این در حالی است که شبکه‏های جدید ملی و برون‌مرزی و استانی فراوانی تأسیس شد و فقط فرستنده‏های تلویزیونی از 2500 به 7500 مورد افزایش یافت. تعداد کارمندان رسمی هم از سال83، که بالغ بر 14هزار و 400 نفر بود در سال 93 به 13هزار و 640 نفر کاهش یافت.

*‌ ( در باره اظهارات سرافراز مبنی بر اینمه شما مفصل از بودجه سازمان استفاده خارج از شمول می‏کردید): همه چیز طبق شمول است و اصلا چیزی به عنوان خارج از شمول به این معنا نداریم. اعتبارات دستگاه‏ها از هر ناحیه‏ای با هر مجوزی که هست و الان هم در دولت فراوان است حساب و کتاب دارد. مجوزهایی از سوی رهبری یا صندوق توسعه ارزی یا نهادهای دیگر صادر می‏شود. اما در هر حال آن دستگاه نسبت به بودجه باید پاسخگو باشد و جواب بدهد. اینطور نیست که پولی را بردارد و خلاف هزینه کند یا استفاده شخصی کند. استفاده مفصل و کامل و به موقع از بودجه هم کار بسیار خوبی است. 

‌* (درباره مدیریت اتفاقات درون سازمان به صورت پنهان و از طریق مدیرانی که در سازمان دارید ): در اتاق من به روی همه باز است و یکی از کارهایی که من در این پنج سال انجام داده‌ام همین است. هر کس بخواهد با من ملاقات کند می‏تواند. ولی من سختگیری جدی در رابطه با ملاقات مدیران سازمان دارم. برخی از آنها بعد از ماه‏ها انتظار مرا ملاقات می‏کنند و از این موضوع گله‌مند هستند. یک دلیلش هم همین سوء‌برداشت‏ه است.

* (درباره اختلافات با سرفراز) : من البته با خود آقای سرافراز ملاقات چهار ساعته داشتم. بعد از کنار رفتن از مسئولیت و قبل از قضایای اخیر و مصاحبه ایشان با هم دیدار داشتیم و ناهار خوردیم و خیلی حرف‌ها را به هم گفتیم که مایل نیستم رسانه‏ای کنم. او درد دل‏هایی داشت که من او را درک می‏کنم. اما هیچ‌کدام از حرف‏ها را خبری نمی‏کنم. همین الان عده زیادی هستند که می‏دانم نام آنان برای شما جالب است که بدانید اما نمی‏گویم، چه برسد به محتوای جلسه. اصولاً بخش کوچکی از ملاقات‏ها یا صبحانه‏های کاری‏‏ ام رسانه‏ای می‏شود.

* بیش از 90 درصد ملاقات‏هایم به درخواست طرف مقابل انجام شده است. چند نفری را خودم دعوت کردم؛ مثل خانم اسکویی. من فهمیدم از مسیری که رفته پشیمان است و لازم است یک نفر به او کمک کند. دعوت کردم آمد. برایم مهم بود بدانم چرا رفت، چه دید و چرا برگشت. هیچ‌کس به اندازه رابعه اسکویی نمی‏توانست به من توضیح بدهد که آن طرف چه خبر است. ما بولتن‏ها و تحلیل‏های اطلاعاتی را زیاد می‏خوانیم اما خانم اسکویی صادقانه قدم به قدم برای من گفت چه اتفاقی افتاده است. من هم همه تلاشم را کردم با وزارت اطلاعات، با صداوسیما و حراست آن، با آقای علی عسکری صحبت کردم یعنی با حدود 10 نفر صحبت کردم تا او بتواند برگردد و کارش را از سر بگیرد و خوشبختانه به نتیجه رسید.

* من محکومیت خاصی در دیوان محاسبات ندارم. آن حکمی که به خاطر آن چند ماه، مبلغی از حقوقم کسر شد واقعاً نمی‏دانم به چه دلیلی بود. شاید مربوط به قراردادهای مهندسی استان‏ها یا مربوط به پروژه‏های ساختمانی بوده است. هیچ ربطی به این ادعا ندارد. 

* در دولت احمدی‌نژاد برخی افراد که نمی‏خواهم از آنها نام ببرم به‌طور مرتب علیه من و صداوسیما مطلب می‏نوشتند. با خود آقای احمدی‌نژاد هم به‌خصوص در سال‏های اول خیلی مشکلات داشتیم. ایشان معتقد بود صداوسیما حق دولت را ادا نمی‏کند. تا جایی که سال 86 شکایات ایشان از صداوسیما نزد رهبری برده شد و رهبری دستور رسیدگی دادند. 

* من یک سال با آقای روحانی کار کردم. اتفاقا با ایشان بدون مشکل کار می‏کردیم و واقعا همکاری داشتیم. در داستان ثبت‌نام برای یارانه‏ ها، صداوسیما تبلیغات وسیعی انجام داد برای اینکه کسانی که نیاز ندارند خودشان انصراف بدهند. در همان سال آقای روحانی صد میلیارد تومان افزون بر بودجه مصوب، به رسانه ملی اختصاص دادند که من مجدداً در همین‌جا از او تشکر می‏کنم. یک روز من در جلسه هیات دولت بودم و تازه ثبت‌نام‏ها برای دریافت یارانه آغاز شده بود. گزارش دادند با اینکه برای دولت مهم است کمتر ثبت‌نام کنند اما روند ثبت‌نام‏ها افزایشی است. آقای روحانی گفت از علما و مراجع بخواهید در این مسیر به دولت کمک کنند و نظرشان را بدهند. یکی از اعضای جلسه پاسخ داد ما پیگیری کردیم اما مراجع حاضر نشدند توصیه ‏ای در این باره داشته باشند. من همان‌جا گفتم بعید می‏دانم، اگر برای مراجع توضیح بدهید آنها این حرف منطقی را می‏پذیرند که کسی که نیاز به یارانه ندارد ثبت‌نام نکند. من همان‌جا در جلسه گفتم با مراجع صحبت می‏کنم. از جلسه بیرون آمدم و در همان اتاق کناری با آیات عظام مکارم و نوری همدانی صحبت کردم. موضوع را که گفتم کاملا قبول کردند و گفتند ما حتما از این جهت پشتیبان دولت هستیم و اگر دولت نیاز به توصیه ما دارد حتما این کار را انجام می‏دهیم. 

* آقای احمدی‌نژاد بسیار پرکار بود و چون وقت زیادی می‏گذاشت و به خصوص در سطح ملی و استان‏ها خودش ورود می‏کرد در جریان جزئی‌ترین مشکلات کشور بود، لذا خیلی از دستوراتی که به‌موقع صادر می‏کرد باعث رفع مشکلات می‏شد. روحیه او روحیه کار و اجرا و تشخیص درست بود. برخلاف آقای روحانی که پروتکل‏های زیادی برای خودش دارد؛ احمدی‌نژاد اینطور نبود و این به او کمک می‏کرد. مثلا من با ایشان یک سفر خارج رفتیم. سفر طولانی بود و چند ساعت در هواپیما بودیم. همه حرف‌هایمان را گفتیم و تصمیماتمان را گرفتیم. بعد ایشان خسته شد و می‏خواست بخوابد. به من گفت شما نمی‏خوابید؟ گفتم نه. خودش یک پتو گرفت و همانجا زیر صندلی دونفره ما و در کف هواپیما پتو را انداخت و خوابید. خوابش هم عمیق بود. هرازگاهی غلت می‏خورد و زیر پای من می‏آمد؛ من پایم را جمع می‏کردم که سر رئیس‏جمهور را لگد نکنم. (خنده) او واقعاً مردمی بود، به همین اندازه که می‏شنوید راحت بود. در همان چند ساعت پرواز که کنار من نشسته بود، بدون واسطه هرچه حرف داشتیم به هم گفتیم. این حسن یک رئیس‌جمهور است. آقای احمدی‌نژاد چون مقید به پروتکل نبود، کارهایش خیلی راحت جلو می‏رفت. در سفرهای استانی یا ارتباط با مردم و وزرایش راحت بود. روایت ضرغامی از حضورش در منزل احمدی‌نژاد


* نقطه‌ضعف احمدی‌نژاد که برای او هزینه ایجاد کرد افتادن در بعضی حاشیه ‏ها بود. این حاشیه‏ ها از نظر من ارزش تمرکز بیش از حد نداشت. اما چه دورانی که ایشان رئیس ‏جمهور بود و چه دوران بعد از ریاست‌جمهوری ‏اش این حواشی ادامه پیدا کرد. محور اصلی این حواشی هم آقایان مشایی و بقایی بودند. من آخرین باری که با ایشان صحبت کردم حرفم این بود که برای انتخابات ریاست‌جمهوری وقتی رهبری از شما خواست که وارد انتخابات نشوید نباید وارد می‏شدید. من دلیل این مخالفت را می‏دانستم و به ایشان هم گفتم.  البته ارتباط ما در حد سلام و علیک و تلفن ادامه دارد. حتی من چند وقت پیش منزل ایشان رفتم. خانم ایشان شام درست کرد و خوردیم. در همان منزل کوچک ایشان که اگرچه بازسازی کرده اما خیلی کوچک بود و یک زندگی کاملا معمولی مشابه طبقه فرودست جامعه داشت. یک آشپزخانه کوچک که مثل خانه‏ های قدیمی با پرده جدا شده بود؛ در مدتی که آنجا بودم همسر ایشان در آشپزخانه بود و می‏خواست کتلت درست کند؛ دو ساعت سروصدای پخت و پز و جلز و ولز روغن در ماهی‌تابه می‏آمد و بوی کتلت در اتاق پیچیده بود. این زندگی احمدی‌نژاد است و اینها ارزشمند است. 

* اگر منظور شما این است که از شکست برجام خوشحال هستم یا نه، می‏گویم خیر. حتما از این بابت ناراحتم. علت اینکه مردم به برجام دل بستند، این بود که بتواند مشکلات آنها را حل کند. تحریم‏ ها برطرف شود و مشکلات بانک‏ها حل شود و وضع اقتصادی مردم خوب شود. به همین دلیل دولت به دنبال برجام بود و نظام و رهبری پشتیبانی کردند و مردم هم دل بستند.
 

* تعدادی از اعضای خبرگان در جلسه ای به رهبری پیشنهاد دادند نهادهای زیرمجموعه ایشان بخشی از وظایف دولت را بر عهده بگیرند. یعنی آنها دیدند کشور اداره نمی ‏شود؛ گفتند حالا که اداره نمی‏شود، یک دولت پنهانی شکل بگیرد، نهادهای زیر نظر رهبری از جمله بنیاد مستضعفان و ستاد اجرایی فرمان امام و... بیایند و کارهای اقتصادی دولت را بر عهده بگیرند. البته قبلا من در گفت‌وگویی به این دو نهاد اشاره کرده بودم ولی طوری انعکاس دادند که انگار رؤسای سازمان‏های اقتصادی پیش رهبری رفتند و گفتند بگذارید ما کشور را اداره کنیم. خیر؛ تعدادی از اعضای خبرگان این را از رهبری درخواست کردند و رهبری مخالفت کردند.  

* رهبری خیلی از دولت حمایت می‏کنند. رهبری روی صلاحدیدهای دیگری از دولت حمایت می‏کنند. در همین ماجرا آقای سعیدی‌کیا و رئیس ستاد اجرایی امام، گله من را به دفتر رهبری بردند که ضرغامی طوری حرف زده که گویی ما آمده‌ایم و گفته ‏ایم اختیار کار دولت را به ما بدهید. واقعیت این است که آنها نگفتند بلکه در جلسه خبرگان این موضوع بوده است. رهبری هم خیلی جدی فرموده بودند به‌هیچ‌وجه؛ فرمانده کار اقتصادی، دولت است. همه‌چیز دست دولت است. دولت باید مدیریت کند، دولت باید سیاست‏گذاری کند. دستگاه‏های دیگر حاکمیتی همه در خدمت دولت باید کار کنند. اصلا نمی‏شود مسئولیت را از دولت گرفت.

منبع: روزنامه سازندگی 

موضوعات مرتبط
دیدگاه ها