9/20/2019
جمعه، ۲۹ شهریور ۱۳۹۸
خطر زباله‌های اجتماعی جدی است/ از آسیب قضاوت‌هایمان در شبکه‌های اجتماعی آگاهیم؟

خطر زباله‌های اجتماعی جدی است/ از آسیب قضاوت‌هایمان در شبکه‌های اجتماعی آگاهیم؟

وقتی در یک توییت، یک استوری ایسنتاگرامی و یا پُست در هر شبکه اجتماعی، بی آنکه اطلاعات کافی داشته باشیم اتهامی را نثار شخص یا گروهی می کنیم، فارغ از جنبه دینی و شرعی آن، واقف هستیم که چه آسیب اجتماعی را بر پیکر اعتماد عمومی و سرمایه های اجتماعی جامعه وارد می کنیم؟

اعتمادآنلاین|‌ رضا مدبر: اینکه وضع موجود را حاصل تغییرات فرهنگی مردم بدانیم یا نتیجه توسعه تکنولوژی تفاوتی در اصل مطلب ندارد چراکه جامعه ما چند صباحی است عطش رو به تزایدی برای شفاف سازی تقریبا در همه امور نشان داده و برای کشیدن تیغ انتقاد بر پیکر این و آن هم استثنا و تبصره ای انگار قائل نیست.

 

قطعا کمتر کسی است که مخالفتی با اصل و اساس شفاف سازی داشته باشد یا دسته و طبقه ای را منزه از نقد بداند و از سویی دیگر هم این مسیر، اگر در ردیف الزامات توسعه و جامعه مدرن نباشد، بی شک از تبعات محتوم آن است. اما آنچه که این روزها مایه نگرانی است، نقد شتاب زده و شائبه دخیل بودن اغراض در اظهارنظرهایی است که به مدد «شبکه های اجتماعی» و «شهروند ـ خبرنگاری» در کسری از ثانیه می تواند به همه مخاطبان برسد و جریانی را پدید آورد.

 

باید توجه داشت که مسوولیت کامل مشاغل رسمی به سادگی برای متصدی آن، پذیرفتنی است. مثلا یک فوتبالیست می داند که ضربه اشتباه به توپ و به باد رفتن آرزوهای یک ملت یعنی چه؛ یا یک پزشک نتیجه بی توجهی در استفاده از تیغ جراحی یا تجویز دارو را به خوبی ملتفت است اما سپردن تیغ جراحی به همان فوتبالیست چه تبعاتی دارد؟!

 

با تعریف فوق و در شرایط امروز، هر کدام از ما به صورت یک شغل غیر رسمی یا بهتر بگوییم به عنوان یک مسوولیت اجتماعی «بر کرسی قضاوت نشسته ایم». پس سخنان ما احتمالا بسیار فراتر از گعده های چند نفره فامیل و دوستان، دیده می شود و بسته به میزان نخبگی و مورد اعتماد بودن ممکن است در حکم مبنا و مستندی برای تصمیم گیری دیگران قرار گیرد.

 

حال پرسش اینجا است که آیا جوانب این مسوولیت و نقش بسیار خطیر را پذیرفته ایم؟ وقتی در یک توییت، یک استوری ایسنتاگرامی و یا پُست در هر شبکه اجتماعی، بی آنکه اطلاعات کافی داشته باشیم اتهامی را نثار شخص یا گروهی می کنیم، فارغ از جنبه دینی و شرعی آن، واقف هستیم که چه آسیب اجتماعی را بر پیکر اعتماد عمومی و سرمایه های اجتماعی جامعه وارد می کنیم؟

 

با اندکی اغماض می شود گفت که «حملات شدید به مسوولان انتخابی و انتصابی، افشای تصاویر پاپاراتزی گونه از زندگی سلبریتی ها، نواختن شلاق انتقاد به پزشکان، متهم کردن بازیگران یا ورزشکاران به دریافت دستمزدهای نجومی و در نهایت برشمردن نام اغلب مدیران کشور در ردیف سارقان بالقوه» تقریبا خروجی قضاوت عمومی به استناد کارکرد شبکه های اجتماعی در ماه های اخیر است! اما آیا این همه ی واقعیت بوده یا صرفا حاصل هم نشینی اطلاعات و شایعات درست و غلط است؟! بازهم تاکید روی این گزاره، مورد تایید نگارنده است که در جامعه توسعه یافته تقریبا هیچ کس از نقد در امان نیست و غیر قابل پنهان بودن واقعیت، از نتایج زندگی در آکواریوم شیشه ای است لکن فرجام پمپاژ اطلاعات غلط چیست؟

 

در پاسخ باید گفت که فرصت پاسخگویی قطعا برای مخاطبان پیکان انتقاد و تخریب نیز افزون بر تریبون های رسمی، در فضای مجازی نیز موجود است و اگر خبررسانی غیر واقعی صورت گرفته باشد، می توان جادوی آن را افسون کرد اما همان طور که این به معنای جمع آوری اثرات اخبار غلط از موتورهای جستجو نیست، پاکسازی رسوبات از افکار و اذهان عمومی نیز به این سادگی نخواهد بود. چراکه اساسا تکذیبیه ها به اندازه افشاگری ها برای افکار عمومی جذابیت ندارد و همین باعث می شود بسیار بسیار کمتر مورد توجه قرار گیرد و از طرف دیگر احتمال آن هست که شخص مورد انتقاد سال ها و در مقاطع مختلف ناگزیر از شفاف سازی چندین و چندباره در مورد یک خطای ناکرده باشد.

 

البته اینجا تقسیم بندی مردم به عوام و خواص مطرح نیست و با کلیتی به نام جامعه مواجهیم. چه بسا مجریان مطرح یا خبرنگاران مشهور یا سلبریتی ها و مسوولانی که خود در دام قضاوت عجولانه و مبتنی بر اطلاعات ناکافی و اسناد فاقد اصالت افتادند و به همین شیوه اظهاراتی کردند که به واسطه ضریب نفوذ بالایشان، تاثیرات نامیمونی بر جامعه گذاشته است.

 

قطعا جامعه شناسان و روان شناسان اجتماعی می توانند چرایی وجود چنین روحیه ای در افکار عمومی را بهتر تحلیل کنند و شاید نارضایتی از وضعیت عدالت اجتماعی و روند توزیع منابع یا عطش وجهه سازی در نزد افکار عمومی و رقابت های جناحی و صنفی در مطلع دلایل باشد اما در کنار ضرورت آسیب شناسی رویه کنونی، لازم است راه حلی عملیاتی به گونه ای که ضمن استفاده مناسب از این ظرفیت، از تبدیل آن به بحران جلوگیری شود.

 

این روزها که بسیاری مردم به نیکی اهمیت محیط زیست را شناخته اند و بر جای گذاشتن زباله در اماکن عمومی اعم از جنگل و دریا و به طور کلی محیط زیست را نکوهیده اند، شاید با مشابهت سازی این ماجرا با تبعات ناشی از تحمیل آسیب های اجتماعی یاد شده بتوان از واژه «زباله های اجتماعی» یا «زباله های مجازی» تا زمان همه گیر شدن عبارتی همه گیر، به عاریت بهره بُرد!

 

موضوعات مرتبط
دیدگاه ها