1/23/2021
شنبه، ۰۴ بهمن ۱۳۹۹
کولبری یکی از محصولات کم‌توجهی به استان‌های مرزی است/ بی‌توجهی به مناطق مرزی عامل ایجاد واگرایی فرهنگی در مردم است/ اراده‌ای برای حل مشکلات کولبری دیده نمی‌شود
خالد توکلی، جامعه‌شناس، در گفت‌و‌گو با «اعتمادآنلاین»:

کولبری یکی از محصولات کم‌توجهی به استان‌های مرزی است/ بی‌توجهی به مناطق مرزی عامل ایجاد واگرایی فرهنگی در مردم است/ اراده‌ای برای حل مشکلات کولبری دیده نمی‌شود

خالد توکلی، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه، درباره پیامدهای بی‌توجهی حاکمیت به استان‌های مرزی به «اعتمادآنلاین» گفت: وقتی مردم کرد می‌بینند که صاحبان هویت ملی آنها را به رسمیت نمی‌شناسند واگرایی فرهنگی و اجتماعی رخ می‌دهد. در قبال ارزش‌ها و قوانین ملی بی‌تعهدی می‌شوند و چنین وضعی قطعاً در نهایت به منافع ملی صدمه می‌زند.

اعتمادآنلاین|‌ نیلوفر حامدی- هفته پیش یک کولبر دیگر جان داد. عثمان فتوحی، مرد 54 ساله‌ای که پدر پنج فرزند بود، جزو همان 23 کولبری بود که هفته گذشته در ارتفاعات سرشیو گم شدند. عثمان اما بداقبال بود که در میان آن جمع، سرمازدگی از پای درش آورد. شاید چون سنش دیگر مناسب چنین کاری نبود و اگر اوضاع همان طوری بود که باید، می‌توانست با شغلی کم‌دردسرتر معاش خانواده خود را تامین کند (بیشتر بخوانیم).

 

به گفته عثمان مزین، وکیل کردستانی، در سال گذشته 250 کولبر جان خود را از دست داده‌اند. سرمای هوا، سقوط از ارتفاع و شلیک گلوله نیروهای مرزبانی اصلی‌ترین دلایل مرگ این افراد است (بیشتر بخوانیم).

 

آمار کشته‌های کولبری هر سال بیشتر می‌شود و هنوز اتفاقی که بیانگر یک اقدام عملیاتی جدی از سوی مسئولان باشد رخ نمی‌دهد؛ از همین روست که افراد بسیاری معتقدند اصلاً عزمی برای مقابله با این کار، که شغلی خلاف کرامت انسانی است، وجود ندارد (بیشتر بخوانیم).

 

تصمیمات در قبال کولبران، تحت تاثیر احساسات است

 

خالد توکلی، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه، با تاکید بر همین موضوع به اعتمادآنلاین گفت: اگر حاکمیت بخواهد کولبری را به عنوان کاری که شغل محسوب نمی‌شود از استان‌های مرزی حذف کند، باید سراغ توسعه اقتصادی برود. این اتفاق در سال‌های اخیر رخ نداده و به همین دلیل هم هست که می‌گوییم به نظر می‌رسد اساساً هیچ عزمی برای مقابله با این معضل بزرگ وجود ندارد. در واقع، کولبری یکی از محصولات کم‌توجهی به استان‌های مرزی است.

 

او ادامه داد: برنامه‌هایی که مدیران اجرا می‌کنند عموماً تحت تاثیر اتفاقات است؛ یعنی رخدادی پیش می‌آید، جامعه احساساتی می‌شود و مدیران هم می‌گویند یک اظهارنظری بکنند و سراغ برخی تصمیم‌گیری‌ها می‌روند. یک بخش دیگر از کارها هم صرفاً جنبه تبلیغاتی دارد، کاملاً کوتاه‌مدت است و هیچ نقشی در آینده اجتماعی کشور و حل بحران‌ها ایفا نمی‌کند. در حقیقت به هیچ عنوان هیچ نگاه بلندمدتی وجود ندارد و به همین خاطر است که تمامی پژوهشگران اجتماعی بر این موضوع هم‌نظرند که اراده‌ای برای حل مشکلات کولبری دیده نمی‌شود.

 

خالد توکلی

 

او معتقد است این کار دیگر به شدت وسعت یافته: باید به موضوع کولبری به شکل وسیع نگاه شود. مرزهای کرمانشاه، ایلام، آذربایجان غربی و کردستان هر کدام مشکلات خاص خودشان را دارند؛ یعنی اینها یک معبر و مسیر نیستند که به راحتی بتوان تمامی مشکلات‌شان را کنترل کرد.

 

بین نهادها برای مقابله با کولبری هماهنگی برقرار نیست

 

این استاد دانشگاه تاکید کرد: از سوی دیگر، بین نهادها هم هماهنگی برقرار نیست؛ دولت رویکرد خودش را دارد، نمایندگان مجلس ساز خودشان را می‌زنند، نهادهای قضایی نگاه خود را دارند و نیروهای انتظامی و امنیتی هم از دید خود به موضوع می‌نگرند. یعنی هیچ وفاقی بین این نهادها نیست. وقتی هم که نهادهای مختلف یک کشور برای موضوعی هم‌دیدگاه نباشند یا حداقل به یک اجماع نهایی برای حل بحران‌ها نرسند، نمی‌توان انتظار داشت اوضاع بهبود پیدا کند.

 

مردم ساکن این مناطق، به ویژه افرادی که جزو طبقه ضعیف محسوب می‌شوند، بر اساس ناخودآگاه وجود خود، هویت ایرانی را در درون‌شان دارند. اما وقتی این برخوردها را می‌بینند حس تعلق خاطرشان کمرنگ می‌شود.

 

توکلی معتقد است ادامه این روند، احساس تعلق خاطر مردم کرد به هویت ایرانی خودشان را کمرنگ می‌کند: وضعیت دوگانه تعارض یکی از پنهان‌ترین پیامدهای بی‌توجهی به استان‌های مرزی و مشکلاتی از قبیل همین کولبری است. مردم ساکن این مناطق، به ویژه افرادی که جزو طبقه ضعیف محسوب می‌شوند، بر اساس ناخودآگاه وجود خود، هویت ایرانی را در درون‌شان دارند. اما وقتی این برخوردها را می‌بینند حس تعلق خاطرشان کمرنگ می‌شود. دقیقاً همان وقتی که می‌بینند صاحبان هویت ملی آنها را به رسمیت نمی‌شناسند واگرایی فرهنگی و اجتماعی رخ می‌دهد. در قبال ارزش‌ها و قوانین ملی بی‌تعهدی می‌شود و چنین وضعی قطعاً در نهایت به منافع ملی صدمه می‌زند.

 

مردم با این اتفاقات از هویت جمعی خود فاصله می‌گیرند

 

او در پایان خاطرنشان کرد: نمونه این اتفاق را اکنون می‌توان در میان ورزشکاران و هنرمندان دید. یا همان اتفاقی که فرار مغزها نامیده می‌شود. آنهایی که سراغ کشورهای دیگر می‌روند، پناهنده می‌شوند و ترجیح می‌دهند در جایی دیگر به موفقیت‌های خود ادامه دهند. چنین واقعیتی است که تمامی ریشه‌های وصل به کشور را از هم می‌گسلد. چون بدون شک مردم هر منطقه‌ای، قطعاً زندگی آرام و بدون دردسر را دوست دارند. چه کسی است که از امنیت بدش بیاید؟ ولی چنین بی‌توجهی‌هایی سبب می‌شود ابتدا اعتراضات شکل گیرد و کم‌کم هویت جمعی از بین برود.

 

اعتمادآنلاین را در تلگرام دنبال کنید: https://t.me/EtemadOnline
موضوعات مرتبط
دیدگاه ها