گشنگی، تحقیر و مرگ برای رسیدن به خوشبختی | اعتمادآنلاین
9/18/2020
جمعه، ۲۸ شهریور ۱۳۹۹
گزارش ویدئویی «اعتمادآنلاین» درباره قاچاق مسافران از افغانستان:

گشنگی، تحقیر و مرگ برای رسیدن به خوشبختی

برخی مهاجران افغان به دست راهزن‌ها گروگان گرفته می‌شوند / کسی که چهره‌اش غلط‌انداز باشد محکوم به ماندن در صندوق عقب خواهد شد
«افغانستانی‌ها سعی می‌کنند گروهی مهاجرت کنند و اگر هم تنها بیایند، حتماً یک قاچاق‌بر از کشور خودشان دارند و پول را هم فقط به محض رسیدن به مقصد می‌پردازند. عده‌ای هم که کسی را ندارند خودشان یک گروگان معرفی می‌کنند که در افغانستان حکم یک زندانی را در خانه فرد قاچاق‌بر دارد.» اینها را مردی می‌گوید که پنج سال راننده مهاجران قاچاقی افغانستان به ایران بوده است.

اعتمادآنلاین| عده‌ای به سودای رسیدن به جهانی زیباتر و برخی دیگر برای شغل. بعضی‌ها در آرزوی زندگی در اروپا و کسانی هم تنها برای فرار از جنگ و فلاکت. همه اما شیوه مشترکی را انتخاب می‌کنند: قاچاق؛ راهی که از افغانستان آغاز می‌شود و برای عده‌ای به تهران، برای عده‌ای به ترکیه و برای برخی هم به مرگ می‌انجامد.

 

قاچاق سال‌هاست که به عنوان روش مهاجرت عده زیادی از مردم جهان برای زندگی در شهر و کشوری مطلوب‌ رواج یافته است. رسم هم بر این است که هر چه کشور اولیه مشکلات بیشتر داشته باشد، آمار سفر قاچاقی مردمش به کشورهای همسایه هم بیشتر خواهد بود.

 

اگرچه از همین ایران هم افراد زیادی سالانه از راه قاچاق به کشورهای دیگر می‌روند، اما از سوی دیگر، این کشور مأمن بسیاری از همسایگان افغان بوده است. اما داستان این سفر قاچاقی از مبدأ تا مقصد- اگر سالم به مقصد برسند- ماجراهای عجیب و غریبی دارد. داستانی که از سوار شدن حدود 35 نفر انسان در یک تویوتا وانت آغاز می‌شود و در راه هم راهزن می‌بینند و هم پلیس تفنگ به دست.

 

خبرنگار اعتمادآنلاین پای صحبت مردی نشسته که پنج سال از زندگی‌اش را راننده خودروهایی بود که وظیفه حمل همین مسافران را بر عهده داشت.

 

عده‌ای برای رسیدن به ایران خانواده خود را گروگان می‌گذارند

 

او می‌گوید افغانستانی‌ها در بیشتر موارد دسته‌جمعی راهی می‌شوند: «افغانستانی‌ها سعی می‌کنند گروهی مهاجرت کنند و اگر هم تنها بیایند، حتماً یک قاچاق‌بر از کشور خودشان دارند و پول را هم فقط به محض رسیدن به مقصد می‌پردازند. اما از سوی دیگر، حتماً این افراد در ایران یک فامیل دارند که همان فرد هم ضمانت‌شان را می‌کند. آن عده‌ای هم که کسی را ندارند خودشان یک گروگان را معرفی می‌کنند که در افغانستان حکم یک زندانی را در خانه فرد قاچاق‌بر دارد.»

 

اگرچه تا سال‌ها پیش راه ورود این افراد از بلوچستان پاکستان بوده، اما با سختگیری‌ها در مرز ایران، پاکستان جانشین آن شد: «پیشتر این افراد از مرز بلوچستان وارد ایران می‌شدند. در هشت سال اخیر که مرز سخت شده و دیوار کشیدند دیگر این افراد گروهی حرکت می‌کنند و به پاکستان می‌روند. حالا بماند که در این مسیر چه اتفاقاتی رخ می‌دهد. در تمام این مدت که قرار است از پاکستان وارد ایران شوند قاچاق‌بر اصلی رئیس است. او مثلاً 10 قاچاق‌بر دیگر با 10 خودرو می‌شناسد. این خودروها شهر به شهر تردد می‌کنند؛ مثلاً از راه بندر تا تهران که خودش 2 مسیر دارد، برخی از بندرعباس به سوی کرمان، یزد و تهران می‎روند. برخی دیگر هم از بندرعباس به سمت شیراز، اصفهان و تهران می‌روند. ساعت حرکت هم در انتخاب مسیر نقش مهمی دارد، اما در نهایت 90 درصد این افراد مقصدشان تهران است. نزدیک تهران دیگر انتقال مبالغ انجام شده است. تسویه‌حساب‌شده‌ها می‌توانند هر وقت بخواهند پیاده شوند، اما آنهایی که پول نداده‌اند در خوابگاه‌هایی که در تهران وجود دارد ساکن می‌شوند. برای هر شب خوابیدن در این خوابگاه‌ها هم حدوداً 100 هزار تومان باید بپردازند که البته این مبلغ دیگر بر عهده خودشان است نه قاچاق‌بر، چون تاخیر داشته‌اند.»

 

ایست بازرسی‌ها یکی از مهم‌ترین موانع سر راه این مهاجران است: «در هر تویوتا وانت حدود 30 تا 30 نفر سوار می‌شوند. اگر شانس بیاورند و در این مسیر تلفات ندهند، از بندر حدود هشت تا 16 نفر راهی تهران می‌شوند. برای ایست بازرسی‌ها هم بر حسب شهرهایی که در مسیر است و سختگیری‌هایی که وجود دارد برنامه‌ریزی می‌کنند. معمولاً شب‌ها این افراد را پشت پاسگاه‌ها پیاده می‌کنند و از آنها می‌خواهند مسیر پشت کوه را بدوند که حدود نیم ساعتی زمان می‌برد و مجدداً سوار خودروها می‌شوند. در هر شهری که به ایست بازرسی‌ برسند همین روند در پیش گرفته می‌شود. در یکی از ایست بازرسی‌ها که در مسیر شیراز به سمت اصفهان است، اگر تکاور در محل حاضر نباشد، راننده‌ها جاده را به سمت خلاف می‌روند.»

 

به گفته او افرادی که بخواهند به سمت مرز ترکیه بروند در تهران تحویل خوابگاه می‌شوند یا بعد از بارگیری به سمت مرزهای غرب ایران مثل ارومیه و خوی و بازرگان حرکت می‌کنند. هزینه این افراد تا چهار سال پیش برای هر فردی که وارد ایران می‌شد حدود یک میلیون و 500 هزار تومان بود.

 

بسیاری از راهزن‌ها با خود قاچاق‌برها همدست هستند

 

خطرات این مسیر اما یکی دوتا نیست: «سوای چپ کردن، تصادف یا تیراندازی مامور که خطرات جدی برای این افغان‌ها محسوب می‌شود، در راه خطرات بزرگ‌تری هم وجود دارد؛ مثلاً در همه این کوه‌هایی که باید طی کنند یکسری راهزن حضور دارند. این راهزن‌ها هم عموماً با خود راه‌بلد هماهنگ هستند. پشت ایست بازرسی، به طور کاملاً مسلح آنها را دوره می‌کنند و هر چه داشته باشند برمی‌دارند؛ از ساعت گرفته تا پول نقد. اگر از این خطر سلامت رد شوند، راهزن‌های دیگری هستند که دنبال خودرویی می‌گردند که تنها باشد. گروهی سراغ خودرو می‌روند و همه مسافران را پیاده می‌کنند و می‌برند. این افراد گروگان حساب می‌شوند و از خانواده‌های آنها در افغانستان طلب پول می‌کنند. عموماً نرخ آزادی این افراد حدود پنج تا 10 میلیون است. بعد از دریافت پول هم آنها را در شهر رها می‌کنند.»

 

یکی از نکات مهم که می‌تواند مرگ و زندگی این مهاجران را رقم بزند جای نشستن آنها در خودروهاست: «حتی طریقه نشستن این افراد در خودروها هم فرق می‌کند؛ مثلاً در بندرعباس صندلی عقب را درمی‌آورند و افغانستانی‌ها را مثل گونی برنج روی هم می‌خوابانند. شیشه خودرو هم که دودی است. حدوداً هشت نفر آنجا هستند. چهار نفر هم در صندوق عقب می‌روند. خودرو عموماً یا پژو پارس است یا سمند. سه نفر به حالت سجده، طوری که پا به صندلی عقب ماشین بچسبد، یک نفر هم کنارشان باری دراز می‌کشد. 2 نفر هم صندلی جلو. یک نفر روی صندلی و یک نفر زیر صندلی. شکل نشستن افراد با توجه به شهرها و حساسیت ماموران تغییر می‌کند. انتخاب این افراد هم که چه کسی روی صندلی بنشیند یا زیر آن بستگی به چهره افراد دارد. به هر حال این افراد مدت‌هاست غذا نخورده‌اند، حمام نرفته‌اند، به شدت خسته هستند. کسی که چهره جوان‌تر و تمیزتری داشته باشد شانسش برای نشستن روی صندلی بیشتر است و در مقابل، کسی که چهره‌اش بیشتر غلط‌‌انداز است احتمالاً روانه صندوق عقب می‌شود.»

 

نکته جالب اینکه تمام این مشکلات به محض نزدیک شدن به قم برطرف می‌شود: «اما از قم تا تهران دیگر مشکلی وجود ندارد. برای خود من اتفاق افتاده که با یک گوشی نوکیای معمولی مامور را رد کرده‌ام. یا مثلاً در روز رحلت امام خمینی که همه ایست‌ها بسته بودند سه خودرو روی هم 300 هزار تومان دادیم و اتومبیل پلیس ما را تا مقصد اسکورت کرد. بیشتر وقت‌ها که با مبالغ حدود 20 و 30 هزار تومان رد می‌شویم.»

 

اگر راننده را بگیرند، فقط خودرو را ضبط می‌کنند

 

قابل توجه اینکه هیچ حکم روشنی هم برای رانندگان این خودروها وجود ندارد: «برای من که راننده هستم این کار قاچاق محسوب نمی‌شود. من کار انتقال مسافرم را انجام می‌دهم و فقط تعداد مسافران بیشتر است، اما برای خود قاچاق‌بری هم حکم روشنی وجود ندارد. تنها روش برخورد با شما می‌تواند این باشد که خودرو را ضبط کنند؛ اگر دفعه نخست باشد، 6 ماه و اگر بار دوم باشد یک سال.»

 

این مرد در پایان می‌گوید که مسیر ایران، برای مهاجرانی که قصد ادامه حرکت به سمت اروپا دارند، از همه جا دشوارتر است: «برخی از این افغانستانی‌ها که مقصدشان اروپاست مثلاً حدود سه ماه تا آلمان در راه هستند. من به خاطر اینکه پنج سال کارم رانندگی این خودروها بوده با تعداد زیادی از این افراد در ارتباط بودم.»

 

اعتمادآنلاین را در تلگرام دنبال کنید: https://t.me/EtemadOnline
موضوعات مرتبط
دیدگاه ها