10/21/2020
چهارشنبه، ۳۰ مهر ۱۳۹۹
اقبال مردم به سمت کاندیدایی است که ایده حکمرانی داشته باشد
سیدمرتضی نبوی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام:

اقبال مردم به سمت کاندیدایی است که ایده حکمرانی داشته باشد

سیدمرتضی نبوی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، درباره انتخابات 1400 گفت: عامل دیگری که موجب اقبال بیشتر مردم به انتخابات می‌شود، عملکرد دستگاه نظارتی با محوریت شورای نگهبان است. ما در اخلاص و علم و تقوای اعضای شورای نگهبان تردید نداریم اما شیوه عمل بسیار مهم است.

اعتمادآنلاین| عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام معتقد است گفتمان کارآمدی در رقابت‌های انتخاباتی 1400، تبدیل به گفتمان مرکزی و غالب در میان کاندیداها خواهد شد.
 

در شرایطی که کمتر از یک سال به انتخابات ریاست جمهوری سال 1400 زمان باقی مانده، انتظار این است که جریان‌ها و گروه‌های سیاسی رفته رفته فعالیت‌های انتخاباتی خود را کلید زده و ایده‌ها و راهبردهای خود برای مقابله با چالش‌های پیش روی کشور را در صورت پیروزی در انتخابات تشریح کنند. 

 

از سوی دیگر، شرایط ویژه کرونایی در کنار چالش‌های اقتصادی دست به دست هم داده تا گروه‌های سیاسی در فاصله‌ی زمانی مانده به انتخابات، شور و اشتیاق دوره‌های قبلی انتخابات ریاست جمهوری را حداقل در ظاهر نداشته باشند.

 

در سلسله مصاحبه‌هایی با چهره‌های سیاسی از هر همه جناح‌ها در پی آن است که نقطه نظرات آنها درباره چالش‌های روز کشور و گزینه‌های مطرح برای کاندیداتوری در انتخابات 1400 و همچنین ویژگی‌های کاندیداهای ریاست جمهوری را مورد بررسی قرار دهد.

 

در همین راستا به سراغ سیدمرتضی نبوی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و مدیرمسئول سابق روزنامه رسالت رفتیم. نبوی در این گفت وگو ضمن بیان مهمترین چالش‌های پیش روی کشور، معتقد است در این دوره از انتخابات ریاست جمهوری، گفتمان غالب میان کاندیداها مسئله کارآمدی خواهد بود.

 

نقش شفافیت و ضابطه‌مند کردن نظارت‌ها در میزان مشارکت مردمی در انتخابات

 

* با توجه به اینکه انتخابات ریاست جمهوری را در پیش داریم و همچنین شرایط عمومی کشور و عملکرد دولت فعلی و مشکلاتی که دولت با آن دست و پنجه نرم می کند، از نظر شما مهمترین چالش‌های کشور چیست و نقش و تاثیر این چالش‌ها را بر میزان مشارکت مردم در انتخابات آتی تا چه حد می‌دانید؟

 

در هر حال ما یک تجربه نسبتا تلخی را در انتخابات مجلس شورای اسلامی داشتیم و سطح مشارکت مردم پایین بود و همین مسئله ایجاب می‌کند که صاحبان اندیشه و تحلیلگران سیاسی به بررسی بروز چنین وضعیتی در انتخابات گذشته بپردازند و ریشه‌ها و عوامل را مورد بررسی قرار دهند. اگر این ریشه‌ها به درستی بررسی شود می تواند رهنمودهای مناسبی برای انتخابات سال 1400 به دست بدهد.

 

انتخابات مجلس یازدهم در شرایط کرونایی برگزار شد و نمی‌توان فراگیری این ویروس را در میزان مشارکت مردمی نادیده گرفت و همین مسئله ایجاب می‌کند که با استفاده از فناوری‌های روز دنیا مقدمه برگزاری انتخاباتی بدون نیاز به حضور فیزیکی را مهیا کنیم. شورای نگهبان و دولت و دستگاه‌های نظارتی لازم است که از این بستر برای از بین بردن عامل نگرانی مردم مبنی بر خطر ابتلا به بیماری کرونا در صورت رعایت نشدن فاصله‌های اجتماعی در حین اخذ رای استفاده کنند.

 

عامل دیگری که موجب اقبال بیشتر مردم به انتخابات می‌شود، عملکرد دستگاه نظارتی با محوریت شورای نگهبان است. ما در اخلاص و علم و تقوای اعضای شورای نگهبان تردید نداریم اما شیوه عمل بسیار مهم است و در صورتی که شورای نگهبان در راستای افزایش هرچه بیشتر شفافیت و ضابطه‌مند و قاعده‌مندی نظارت‌ها حرکت کند و ارتباط خود با مردم را با بکارگیری شیوه‌های نظارتی قابل ارائه و قابل دفاع بالا ببرد، بدون شک شاهد افزایش مشارکت مردمی در انتخابات نیز خواهیم بود.

 

به طور مثال ضوابط بررسی صلاحیت داوطلبان شرکت در انتخابات ریاست جمهوری یا مجلس به شکل شفاف برای مردم بیان و طبق همان معیارهای اعلامی، کار بررسی صلاحیت افراد انجام شود. امروز در حکمرانی خوب، قاعده‌مندی و حاکمیت قانون حرف اول را می‌زند و باید همه جا ضابطه‌مند باشد و این طور نباشد که شرایطی را فراهم آورد که خدایی ناکرده دستگاه‌های نظارتی به سوگیری‌های سیاسی یا جریانی در انجام وظایف خود متهم شوند.

 

البته بنده منکر تقوا و دیانت اعضای محترم شورای نگهبان نیستم ولی به هر حال وقتی افکار عمومی آنطور که باید و شاید از روند بررسی صلاحیت کاندیداها در انتخابات‌های مختلف مطلع نباشند و این روندها اغلب اوقات غیرشفاف باشد، طبیعی است که عده‌ای در این حوزه ایجاد تشکیک کنند و این ایجاد تشکیک‌ها نیز در نظر و عقیده مردم نسبت به متصدیان نظارت بر انتخابات تاثیر سوء بگذارد.

 

* در راستای همین مسئله، نظارت شفاف و نظام‌مند شورای نگهبان و دیگر دستگاه‌های نظارتی در امر انتخابات، اخیرا برخی نمایندگان مجلس طرحی را تحت عنوان طرح اصلاح قانون انتخابات ریاست جمهوری مطرح کردند که مفاد آن مورد انتقاد بسیاری از فعالان سیاسی قرار گرفت. به طوری که برخی تحلیگران بر این باورند که خروجی این طرح در افکار عمومی این باور را ایجاد می کند که حاکمیت به دنبال محدود کردن انتخاب مردم است.

 

هدف ما همیشه این بود که انتخابات پر شور باشد و با اقبال مردمی روبرو شود. بنده نیز در این رابطه از نقش دستگاه‌های نظارتی سخن گفتم. اما در واقع نمی‌توان نقش مجلس شورای اسلامی و عملکرد نمایندگان در حوزه قانون گذاری را نادیده گرفت. بدون شک یکی از مهمترین قوانین هر کشور، قوانین مرتبط با انتخابات و نظام انتخاباتی است.

 

نظام انتخاباتی که با قانون و آیین نامه‌های شکل می‌گیرد باید کاملاً سیستماتیک و قابل دفاع باشد و باید بی طرفی قانون برای تمامی گروه‌های فعال در کشور ملموس و محسوس باشد یعنی تمام افرادی که ضمن داشتن صلاحیت‌های اولیه، از طیف‌ها و جریان‌های مشروع داخل نظام به حساب می‌آیند، باید امکان شرکت در رقابت‌های انتخاباتی را داشته باشند.

 

طرح اصلاح قانون انتخابات باید به دقت و بدون فوریت مورد بررسی قرار گیرد

 

* آیا طرحی که از سوی برخی نمایندگان برای اصلاح قانون انتخابات ریاست جمهوری مطرح شده، از چنین ویژگی‌هایی برخوردار است؟

 

من این طرح را به شکل جزئی مورد بررسی قرار ندادم ولی معتقدم که طرحی که قرار است بر اساس آن سازوکار انتخاباتی کشور مورد اصلاح و بازنگری قرار گیرد، باید به شکل دقیق و بدون هیچگونه فوریت مورد بررسی قرار گیرد. از سوی دیگر لازم است پیش از تصویب چنین طرح با اهمیتی، نقطه نظرات کارشناسان و صاحبنظران احصا شود چرا که به هرحال قانونی که در نهایت به تصویب مجلس می رسد باید به گونه ای باشد که در مرحله اجرا مورد اقبال عمومی نیز قرار گیرد.

 

وابستگی به دلارهای نفتی؛ چالش ریشه ای و تاریخی کشور

 

یکی دیگر از چالش‌های جدی کشور که امروز در سطح مدیریت کلان با آن درگیر هستیم، فشارهای خارجی و وابستگی اقتصاد و بودجه دولت به نفت خام است که جزو مشکلات ریشه‌ای و تاریخی در حکمرانی ما به حساب می‌آید. دشمن نیز از این پاشنه آشیل کشور نهایت بهره برداری سوء را داشته و تا توانسته در حوزه اقتصاد، ایران را تحت فشارهای سنگین قرار داده است.

 

رهبر انقلاب از همان سالهای ابتدایی دوران رهبری بر قطع وابستگی بودجه دولت به ویژه بودجه جاری کشور به نفت، تاکید می کردند ولی متاسفانه این موضوع در دولت‌های مختلف مورد غفلت قرار گرفت ولی امروز به جایی رسیدیم که باید بگوییم فشارهای حداکثری دولت آمریکا را که منجر به تحدید شدید فروش نفت شده، باید به فال نیک بگیریم تا این وابستگی تاریخی به دلارهای نفتی را از بین ببریم.

هیچ دولت عاقلی منابع خود را نمی فروشد تا حقوق جاری بدهد. چرا که این منابع علاوه بر اینکه یک روز به اتمام می رسد، قابلیت تحریم و تحدید شدن نیز دارد. بنابراین مسئله وابستگی بودجه دولت به درآمدهای نفتی یک چالش مهم تاریخی است که با توجه به وضعیت فعلی، شرایط بالاجبار برای تجدید نظر در حوزه سیاست گذاری‌های اقتصادی فراهم شده است.

 

یکی از مهمترین اقدامات برای عبور از حالت گذار فعلی و حذف دلارهای نفتی از بودجه عمومی کشور، هموار کردن شرایط برای فعالیت مردم در اقتصاد است.

 

در کشور ما استعدادهای زیادی هم از نظر منابع فیزیکی و هم از نظر نیروی انسانی وجود دارد. ما می توانیم با ظرفیت‌های داخلی که داریم، اقتصاد را در داخل مولد کنیم به طوری که حتی دیگر کشورها را نیز به تولیدات خود وابسته کنیم تا آنها با اشتیاق بیشتری در پی همکاری‌های اقتصادی با ما باشند. منتها با قوانین و نظام حقوقی و اداری فعلی نمی توان خیلی امیدوار بود که تحولی این حوزه به وجود بیاید.

 

امروز هر فردی که قصد شروع فعالیت اقتصادی را داشته باشد، برای اخذ مجوزهای قانونی مورد نیاز، باید ماه‌ها و حتی سال‌ها در دستگاه‌های مختلف دوندگی داشته باشد. در حالی که این مسئله نه فقط در کشورهای پیشرو بلکه در بسیاری از کشورهای همسایه همچون تاجیکستان نیز حل شده به حساب می آید و اخذ مجوزهای لازم برای شروع فعالیت اقتصادی تنها در چند روز یا حتی در چند ساعت میسر می شود. ولی در کشور ما علی رغم صرف هزینه‌های هنگفت برای سیستمی کردن اطلاعات دستگاه‌ها و نهادهای مختلف از جمله دستگاه‌های زیر نظر دولت و قوه قضاییه و دیگر دستگاه‌های اجرایی از جمله نیروی انتظامی ولی متاسفانه عزمی برای به اشتراک گذاشتن اطلاعات دستگاه‌ها در یک سامانه مشترک وجود ندارد.

 

از سوی دیگر در حوزه قوانین و مقررات نیز مشکلات زیادی وجود دارد که باید از سوی قوه مقننه و مجلس شورای اسلامی مورد بازنگری و اصلاح قرار گیرد تا اخذ مجوز توسط مردم به راحت ترین شکل ممکن، میسر شود.

 

یکی دیگر از چالش‌هایی که در حوزه حکمرانی و در بخش اقتصادی با آن درگیر هستیم، ساختار معیوب بودجه کشور است. مقام معظم رهبری بارها در سالهای اخیر از لزوم اصلاح ساختار بودجه به عنوان شاه کلید حل مسائل کلان اقتصادی سخن گفته اند ولی متاسفانه علی رغم تایید منویات رهبری از سوی مسئولان اجرایی کشور، آنطور که باید و شاید اقدامی در این راستا صورت نگرفته است.

 

یکی از مهمترین اقداماتی که باید در اصلاح ساختار بودجه مورد نظر قرار گیرد این است که در سیاست گذاری‌های کلان سرنوشت درآمدهای ارزی را از درآمدهای ریالی جدا کنیم.

 

در بسیاری از کشورها بودجه عمومی دولت متکی به درآمدهای مالیاتی است. در حالی که در ایران به دلیل مشکلات ساختاری در قانون بودجه، این مسئله مورد غفلت قرار گرفته است. در حالی که اگر تمرکر دولت در بودجه عمومی بر درآمدهای مالیاتی باشد، علاوه بر اینکه این درآمدها تحریم ناپذیر و پایدار است، دیگر نیازی به تبدیل ارز به ریال که یکی از عوامل اصلی ایجاد تورم و نقدینگی است، نداریم.

 

کارآمدی گفتمان غالب در انتخابات 1400 خواهد بود

 

* در دوره‌های گذشته انتخابات ریاست جمهوری به هر حال گفتمان‌هایی از سوی کاندیداها مطرح شده که گاهی موجب پیروزی و توفیق آنها در عرصه رقابت‌های انتخاباتی شده است. به طور مثال مرحوم‌هاشمی با گفتمان توسعه اقتصادی و آقای خاتمی با شعار توسعه سیاسی و اجتماعی بر رقبای خود فائق آمدند. از نظر شما در انتخابات آتی ریاست جمهوری با توجه به شرایط فعلی کشور، چه گفتمانی به عنوان گفتمان غالب مورد نظر کاندیداها قرار خواهد گرفت؟

 

نبوی: از نظر تاریخی هم که نگاه کنیم، در کشور ما هم آزادی، هم عدالت و هم امنیت از اهمیت بالایی برخوردار بوده ولی نکته اصلی که باید مورد توجه قرار گیرد این است که یک ارتباط و پیوستگی میان این ارزش‌ها برقرار شود. یعنی اینطور نباشد که به بهانه به دست آوردن یکی از این ارزش‌ها، دیگری را مورد بی توجهی قرار بدهیم. مسئله‌ای که در دوره‌های گذشته متاسفانه مورد توجه قرار نگرفته و شاهد بودیم که به طور مثال به بهانه توسعه اقتصادی به مقوله عدالت اجتماعی بی توجهی صورت گرفته است.

 

قوه مجریه در شرایطی قادر است برنامه‌ها و ایده‌های حکمرانی خود را (البته در صورت داشتن ایده) پیاده سازی کند که میان عدالت، آزادی و امنیت تعادل نسبی ایجاد کند. همانطور که در قانون اساسی این مسئله به صراحت مورد اشاره قرار گرفته که متصدیان امور به طور مثال نباید به بهانه استقلال، آزادی و به بهانه آزادی، استقلال کشور را مورد خدشه قرار دهند. به هر حال ما در مقطعی قرار داریم که تجربه 40 سال حکمرانی را در اختیار داریم و وارد گام دوم انقلاب شده‌ایم و لازم است که در این مقطع به کارآمدی دولت و نظام سیاسی توجه ویژه‌ای داشته باشیم یعنی مردم حس کنند که دولت، قوه قضاییه و مجلس کارآمد بوده و قادر است مشکلات آنها را مرتفع کند.

 

بنابراین به نظر می‌رسد گفتمان کارآمدی در این دوره از رقابت‌های انتخاباتی، تبدیل به گفتمان مرکزی و غالب در میان کاندیداهای شرکت در انتخابات خواهد شد. گفتمان کارآمدی به این معنا که یک کاندیدا اعلام کند که هم افزایی و همکاری میان قوا را برای مرتفع کردن مشکلات ساختاری کشور به ویژه در حوزه اقتصادی مورد نظر خود قرار می‌دهد و مردم احساس کنند فردی که سخن از کارآمدی می‌زند، توان و عرضه پیاده سازی اعمال وعده‌های خود در حوزه کارآمدی را دارد. همچنین وعده‌های فراتر از توان خود ندهد و توقعات عمومی را به شکل نامتعارف بالا نبرد.

 

به طور کلی انتظار مردم از کاندیداها در این دوره از رقابت‌های انتخاباتی این است که ایده و برنامه مشخصی برای حکمرانی داشته باشند و با هدف‌گذاری‌های اولویت بندی شده به رفع مشکلات ساختاری کشور به ویژه در بخش‌های اقتصادی بپردازد. در صورتی که این برنامه و ایده شفاف و قابل ارائه باشد، بدون شک مردم نیز علاوه بر اقبال به چنین کاندیدایی، در مرحله اجرا نیز بیشتری همکاری را برای تحقق این ایده‌ها و برنامه‌ها خواهند داشت.

 

هیچ یک از دو جریان سیاسی کشور در قبال لیست‌ها پاسخگو نیستند

 

*با توجه به اینکه شما به عنوان یکی از چهره‌های سیاسی در میان اصولگرایان سنتی شناخته می‌شوید، چه نقدها و ایراداتی را به نحوه کنش‌گری و سیاست ورزی این جریان سیاسی وارد می‌دانید؟ و به نظر شما چه عواملی موجب شده تا در سالهای اخیر ارتباط این جریان با افکار عمومی به روند نزولی داشته باشد؟

 

ما در کشور دو جریان سیاسی داریم که قبلا به آنها چپ و راست می‌گفتیم و پس از مدتی به اصلاح طلب و اصولگرا تغییر اسم دادند. در حالی که در درون این دو جریان سیاسی نیز طیف‌های مختلفی با گرایش‌های متفاوت حضور دارند. به هر حال این دو جریان سیاسی، به عنوان سرمایه برای کشور به حساب می آیند به شرطی که به مرور به سمت شناسنامه دار شدن و تبدیل شدن به تشکیلاتی سراسری و پاسخگو حرکت می کردند. در حالی که امروز هیچ یک از دو جریان سیاسی در قبال لیست‌های انتخاباتی خود به مردم پاسخگو نیستند و متاسفانه شاهد هستیم که نفرات حاضر در لیست‌های انتخاباتی هر دو جریان پس از حضور در مراکز قدرت، به جریان متبوع خود پاسخگو نیست و حتی افتخار می کند که به هیچ حزب یا گروه سیاسی وابسته نیست.

 

بنابراین یکی از ایرادات فعلی در هر دو جریان سیاسی کشور همین عدم تشکیل سازوکار منسجم و دائمی است که آسیب‌های زیادی نیز به کشور وارد کرده است. مسئله‌ای که در بسیاری از کشورها با تشکیل سازوکارهای منسجم سیاسی حل و فصل شده است و جریان‌ها و احزاب سیاسی به شکل نظام‌مند با یکدیگر رقابت می‌کنند و از کاندیداهای رسمی جریان و حزب خود نیز تا انتها حمایت می‌کنند و مسئولیت اقدامات صورت گرفته توسط او را نیز می‌پذیرند.

 

وجود مانیفست مشخص و شفاف لازمه فعالیت جریان‌های سیاسی است

 

به اعتقاد بنده یکی از الزامات فعالیت سیاسی باید این باشد که هر جریان سیاسی رویکردها و اندیشه خود را به شکل شفاف در قالب مانیفستی مشخص بیان کند. مسئله‌ای که متاسفانه جریانهای سیاسی فعال در کشور هیچ گاه مورد توجه قرار نداده‌اند و نتیجه این شده که شاهد هستیم به طور مثال احزاب و تشکل‌های سیاسی ذیل یک جریان سیاسی تعریف می‌شوند که از نظر رویکردهای اقتصادی از اساس در تضاد با یکدیگر هستند و گروهی از آنها معتقد به اقتصاد بازار و گروهی دیگر معتقد به اقتصاد دولتی هستند. در حالی که این گونه تضادها باید در طول این چند دهه مورد بحث و اتفاق نظر قرار می گرفت تا در ارائه ایده و برنامه‌ها به مردم نیز شفافیت اتفاق بیفتد.

 

به طور مثال در حوزه پیاده سازی سیاست‌های اصل 44 هر یک از گروه‌ها و چهره‌های سیاسی منتسب به جریان اصولگرایی، به بخشی از این سیاست‌ها اعتقاد داشتند و شاهد بودیم که مثلا دولت آقای احمدی نژاد تنها بخشی از این سیاست‌ها را مورد توجه قرار داد یا در حوزه پیاده سازی سیاست‌های کلان اقتصاد مقاومتی هر یک از گروه‌ها و چهره‌های سیاسی اصولگرا یک نوع خوانش و تعبیری از این سیاست‌ها دارند. البته این مسئله در حوزه‌های دیگر از جمله حوزه سیاسی، فرهنگی و اجتماعی هم مطرح است ولی با توجه به اینکه اولویت اول کشور مسائل اقتصادی است بنده به ایرادات و نقص‌ها در این حوزه پرداختم.

 

*آیا چنین سازوکاری را که دربردارنده ایده مشخصی برای حکمرانی باشد، برای اصولگرایان متصور هستید؟

 

نبوی: شاید گعده‌های فکری و اندیشه‌ای داشته باشند ولی لازم است مجموعه ای واحد در درون جریان اصولگرایی شکل بگیرد که گروه‌های مختلف این جریان در قالب این مجموعه به تولید گفتمان و اندیشه و بررسی نیازهای جامعه بپردازند.

 

البته جریان اصولگرایی در یک مقاطعی تشکیلات و سازوکارهای خوبی تعبیه کرده بود. از جمله در جریان انتخابات مجلس چهارم و پنجم که انسجام نسبتاً خوبی میان گروه‌های مختلف این جریان شکل گرفت. اما در انتخابات ریاست جمهوری چنین توفیقی را نداشتند و حتی در سال 92 به گونه‌ای شد که سه کاندیدایی که با هم ائتلاف مشترکی تشکیل داده بودند، در میدان عمل در زمین رقیب انتخاباتی یکدیگر بازی کردند. بنابراین صرف تشکیل سازوکار انتخاباتی نمی تواند به پیروزی بینجامد و باید در مقام عمل نیز همه به جمع بندی نهایی ابراز پایبندی کنند.

 

دوران شیخوخیت و پیرسالاری به پایان رسیده است

 

در ماجرای مجلس یازدهم نیز علی رغم اینکه سازوکار اتخاذی به هر حال جواب داد و بسیاری از کاندیداهای اصولگرا وارد مجلس شدند ولی به دلیل عدم اشتراک مواضع، اختلافات درون گروهی سر باز کرد که این مسئله بازخورد مناسبی هم در افکار عمومی نخواهد داشت. علاوه بر این منجر به سوءاستفاده رقبای سیاسی نیز خواهد شد. ما باید به این باور برسیم که دوران پیرسالاری‌ها و شیخوخیت‌ها به پایان رسیده و لازم است که تصمیمات از دل بحث‌ها و گفت وگوهای مشترک بیرون بیاید.

 

*عده‌ای معتقدند که شرایط انتخابات سال آینده شباهت‌های زیادی به انتخابات ریاست جمهوری سال 76 دارد. به طوری که آقای لاریجانی را به عنوان گزینه بالقوه از طرف اصولگرایان معتدل می‌دادند و به رئیس سابق مجلس لقب ناطق نوری سال 76 داده‌اند. شما چقدر این تحلیل را نزدیک به واقعیت می‌دانید و اینکه آیا فکر می‌کنید آقای لاریجانی با وجود عملکرد 12 ساله به عنوان رئیس مجلس، قابلیت این را دارد که مورد اقبال عمومی برای ریاست جمهوری قرار گیرد؟

 

پاسخ به سوال شما درباره آقای لاریجانی با توجه به سابقه سه دوره ای ایشان به عنوان رئیس مجلس شورای اسلامی، کار ساده ای نیست. به هر حال چهره‌های شاخصی برای انتخابات 1400 مطرح می‌شوند که برخی از آنها از نظر مشی سیاسی معتدل تر و برخی دیگر اصطلاحاً رویکردهای انقلابی تری دارند و اگر قرار است که در نهایت جریان اصولگرایی به یک گزینه واحد برسد، باید با تشکیل سازوکاری مشخص در این رابطه به اتفاق نظر برسد.

 

نکته بعدی اینکه بعضی از چهره‌های سیاسی ما با توجه به اینکه سالهای زیادی در کارزار سیاسی بودند و زد و خوردهای عجیب و غریبی را تجربه کردند، به نظر نمی‌رسد که گزینه‌های مناسبی برای حضور مجدد در عرصه سیاسی کشور بویژه در منصب حساسی چون ریاست جمهوری باشند.مضاف بر اینکه در گذشته نیز شانس خود را برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری تجربه کرده‌اند و توفیقی در این عرصه به دست نیاورده‌اند. اگر به تجربه دیگر کشورها نیز نگاهی بیندازیم، جریان‌های سیاسی هیچ گاه به سراغ چهره‌هایی که شانس خود را برای حضور در عرصه انتخاباتی امتحان کرده اند و به راحتی نمی توانند سابقه سیاسی خود را اصطلاحاً سفید کنند، نمی روند.

 

اما در رابطه با سوال شما مبنی بر شباهت وضعیت امروز آقای لاریجانی با آقای ناطق در سال 76 به نظر نمی رسد که این مسئله در شرایط فعلی موضوعیتی داشته باشد و شرایط سال 76 به هیچ وجه قابل مقایسه با شرایط سال 1400 نیست.

 

جمهوری خواه و دموکرات در دشمنی با ملت ایران تفاوتی با هم ندارند

 

*با توجه به اینکه موعد برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا معمولا چند ماه پیش از انتخابات ریاست جمهوری در ایران است و با توجه به رویکرد دولت فعلی آمریکا در قبال ایران، برخی گروه‌های سیاسی در داخل، معتقدند که نتیجه انتخابات آبان ماه در آمریکا تاثیر مستقیمی در انتخابات آتی ریاست جمهوری ایران خواهد داشت. شما چقدر این گزاره را درست می دانید؟

 

تجربه ما از رویکرد دولت‌های مختلف در آمریکا چه پیش از پیروزی انقلاب و چه پس از آن این است که اینها دشمن ملت ایران بودند. زمان پیروزی انقلاب رئیس جمهور وقت آمریکا کارتر بود. شخصی که در رقابت‌های انتخاباتی سخنان تندی علیه شاه بیان کرده بود و مخالف سرسخت فروش سلاح به ایران بود ولی زمانی که روی کار آمد برای نشان دادن حمایت خود از رژیم شاه در برابر انقلاب احتمالی حتی به ایران نیز سفر کرد. بنابراین سیاست دولتمردان آمریکا چه پیش از انقلاب و چه پس از آن همواره بر پایه استعمار و استثمار ملت ایران بوده و در پیاده سازی این سیاست نیز تفاوتی میان جمهوری خواهان و دموکرات‌ها نیست.

 

اینکه عده ای در داخل اینگونه القا می کنند که روی کار آمدن رئیس جمهوری دموکرات در آمریکا، کمتر به ایران آسیب می زند، بدون شک یک آدرس غلط است. چرا که در دولت اوباما شاهد بودیم که علی رغم تبلیغات ظاهری اوباما مبنی بر احترام به حقوق ملت ایران، سنگین ترین تحریم‌های تاریخ آمریکا علیه ایران در دوره این شخص وضع شد و همانطور که رهبر انقلاب تعبیر دقیقی از دولت اوباما داشتند، آمریکا در آن دوره سیاست دست چدنی در پوشش دستکش مخملی را علیه ایران پیاده سازی می کرد.

 

بنابراین برای ما تفاوتی نمی‌کند که چه چهره ای در آمریکا روی کار بیاید. تا زمانی که پاشنه آشیل ما حوزه اقتصادی باشد، روسای جمهوری آمریکا سیاست فشار حداکثری اقتصادی علیه ایران را با روش‌های مختلف پیگیری خواهند کرد. اما در مورد شخص ترامپ بنده به شخصه در انتظار گرفتار شدن این فرد به یک زندگی نکبت بار هستم، آن هم بابت جنایتی که در حق ملت ایران کرد و سردار محبوب ما حاج قاسم سلیمانی با دستور مستقیم او به شهادت رسید و این اقدام جنایت کارانه را نیز به شکل رسمی اعلام کرد.

 

البته بیان این نکته نیز خالی از لطف نیست که روسای جمهوری دموکرات آمریکا از جمله اوباما در قبال ایران سیاست‌های پیچیده تری را در دستور کار قرار داده اند که در مقاطعی به مراتب ضرر و زیان بیشتری را به منافع ایران وارد کرده است.

 

طرح دوقطبی‌هایی چون انقلابی و غیرانقلابی فضای انتخابات را از ارائه ایده و برنامه تهی می‌کند

 

*از نظر شما در انتخابات آتی ریاست جمهوری، چه چهره‌هایی هستند که قابلیت ارائه خود به مردم را دارند؟

 

در شرایط فعلی سخن گفتن درباره انتخابات آن هم به شکل مصداقی کمی دشوار است. ولی به طور کلی معتقدم چهره‌هایی که در حال حاضر دارای مسئولیت هستند، بهتر است که در مسئولیت‌های خود بمانند و صلاحیت و توانایی‌های خود را در جایگاهی که در آن قرار دارند، به اثبات برسانند. چه چهره‌هایی که با رای مردم انتخابات شده اند و چه چهره‌هایی که از سوی رهبر انقلاب در جایگاه‌های مدیریتی منصوب شده اند و این اجازه را بدهند تا چهره‌هایی جدید و تازه نفس که دارای انگیزه بالا و ایده مشخصی برای اداره کشور هستند، پا به عرصه رقابت‌ها بگذارند.

 

در ارتباط با جریان اصلاح‌طلب نیز بنده نقدی تاریخی دارم. متاسفانه هرگاه جریان اصلاحات و نمایندگان او در دوران حضور در قدرت نتوانستند کارنامه قابل دفاعی از خود به نمایش بگذارند، با متهم کردن دستگاه‌های نظارتی مبنی بر رد صلاحیت چهره‌های منتسب به خود، دست به فرافکنی زده و عدم توفیق خود در انتخابات را به گردن دستگاه‌های نظارتی می‌اندازند. بنابراین تقاضای بنده از دستگاه‌های نظارتی، شورای نگهبان و صداوسیما این است که بهانه‌ای دست اصلاح‌طلبان ندهند تا آنها در صورت شکست در انتخابات، اصطلاحاً تمامی کاسه و کوزه‌ها را سر آنها نشکنند.

 

همچنین گروه‌ها و رسانه‌های اصولگرا نباید با ایجاد دوقطبی‌هایی همچون انقلابی و غیرانقلابی فضای رقابت‌ها را از ایده و برنامه و به طور کلی کارآمدی کاندیداها را به فضاهای سیاسیِ صرف ببرند. این فضا در نهایت منجر به این می‌شود که برخی کاندیداها بدون ارائه برنامه یا ایده حکمرانی خود صرفا به بیان مخالف خوانی بپردازند و آرای قشرهای معترض به وضعیت موجود را به سبد خود منتقل کنند.

 

منبع: تسنیم

 

اعتمادآنلاین را در تلگرام دنبال کنید: https://t.me/EtemadOnline
موضوعات مرتبط
دیدگاه ها