8/24/2019
شنبه، ۰۲ شهریور ۱۳۹۸
آیا مهدی یراحی ممنوع‌الفعالیت است؟
اعتمادآنلاین گزارش می‌دهد:

آیا مهدی یراحی ممنوع‌الفعالیت است؟

دفتر موسیقی وزارت ارشاد، خطاب به مهدی یراحی: شما ممنوع‌الکار نیستی اما اجازه هیچ گونه فعالیتی نداری
پدیده ممنوع الکاری حق هنرمندی نیست که سابقه کارهای باارزش زیادی دارد، نگاه و تحلیل دارد و در اوج کار و برگزاری کنسرت و تهیه آلبوم ، سه گانه اجتماعی می‌سازد و پرسش‌های جدی مطرح می‌کند در حالی که مستقل است و هنر اعتراضی را نه از روی سفارش بلکه به طور مستقل دنبال می‌کند.

اعتمادآنلاین| مریم نوابی‌نژاد- پروسه ممنوع الکاری چیست؟ چطور ابلاغ می‌شود؟ کدام نهاد یا سازمان صاحب منصبی در نهایت باید تصمیم بگیرد حد و حدود سبز و قرمزها کجاست؟ ممنوعیت طبق صلاحدید چه کسانی و با چه متر و معیاری اعمال می‌شود؟ چرا وزارت ارشاد در جواب خبرنگارها می‌گوید ممنوعیتی در کار نیست اما مجوز کنسرت همان خواننده‌ای که به زعم ارشاد ممنوع نیست؛ دست به دست می‌شود و با جواب‌های سربالا به هیچ سرانجام رد یا تاییدی نمی‌رسد؟ این بلاتکلیفی قرار است غیر مستقیم به ممنوعیتی دامن بزند که قرار نیست رسانه ای بشود؟ چرا؟ مگر ممنوعیت ها ضابطه مند نیست؟ پس چرا اعلام نمی‌شود؟ این همه احتیاط برای چیست؟ به انزوا کشیدن هنرمندی که می‌خواهد از عاشقانه ها و حرف های معمول و روزمره فاصله بگیرد، آیا قرار است او را به انزوا بکشد یا به قهر و تبعید برساند؟

 

در وارونه نشان دادن واقعیتی که هنرمند را از هر گونه فعالیتی منع کرده و پافشاری بر این که هنرمند ممنوع الکار نیست، قرار است چهره ی دوگانه ای از یک هنرمند به تصویر کشیده شود  تا در ذهن عموم جا بیفتد که این خود هنرمند است که می‌خواهد چو بیندازد که ممنوع است تا محبوب تر شود؟

 

نتیجه این تعامل های نداشته و وارونه نمایی در قبال هنرمندانی مثل مهدی یراحی در نهایت به ضرر کیست؟ هنرمند؟ نهاد مسوول یا مردم؟ تمام این سوال ها دستمایه تهیه گزارشی است که قراراست اطاق به اطاق در وزارت خانه فرهنگ و ارشاد اسلامی دنبال جواب بگردد.

 

با یک سوال واضح: آیا مهدی یراحی ممنوع الکار است؟

 

روزشمار یک ممنوع‌الکاری

 

-پنج شنبه 6 دی ماه 97 ؛ کنسرت تالار آفتاب اهواز و پوشیدن لباس کارگرها

 

-جمعه 7 دی ماه انتشار موزیک ویدیوی «پاره سنگ» که از یک ماه قبل تاریخ انتشار آن مشخص شده بود

 

-یکشنبه 9 دی ماه تماس از دفتر حراست و احضار یراحی برای توضیح در باب پوشیدن لباس کارگران فولاد در کنسرت اهواز

 

-چهارشنبه 12 دی ماه تماس خانم عرب سرخی از ارشاد با شرکت ناشر قطعه «پاره سنگ» و اعلام ممنوع الکاری مهدی یراحی و شرکت ناشر؛ در ادمه همان روز مصاحبه مدیر روابط عمومی معاونت هنری و اعلام خبر ممنوع الکاری خواننده و شرکت منتشر کننده ی اثر

 

-جمعه 14 دی ماه حضور یراحی در استیج جشنواره ی برفاره در برج میلاد و توضیح یراحی : با وجود اعلام ممنوع الفعایتی ام در رسانه ها و اعلام این خبر به شرکت ناشر ، خودمم هم دلیل اینمه خبر رفتن و تکذیب کردن ارشاد را نمی فهمم و در خلا هستم و نمی دانم ممنوع الکارم یا خیر ! «این در حالی است که مجوز برنامه جشنواره رفاه از قبل داده شده بود و به دلیل تکذیب خبر ممنوعیت ، یراحی برای اجرا به برج میلاد می رود»

 

-شنبه 15 دی ماه اعلام ممنوع الکاری از جانب دفتر موسیقی ارشاد به مسوولین شرکت ناشر «پاره سنگ»

 

-همان شنبه 15 دی‌ماه مصاحبه معاون هنری وزیر ارشاد و مهدی یراحی در رادیو تهران


مجتبى حسینى، معاون هنرى وزیر ارشاد گفت: اثرى که آقاى یراحى منتشر کرده با نسخه مجوز دار متفاوت است. از هنرمندان انتظار رفتار حرفه اى و صداقت در انتشار آثار مجوز دار را داریم.


مهدى یراحى خطاب به معاون وزیر گفت: به دلیل عدم جسارت ناظرین دفتر موسیقى ، مجبور شدم مثال رزمنده هاى جنگ که شناسنامه هایشان را دست کارى مى کردند شیطنت کنم و شعر را عوض کنم. چرا که احساس خطر کردم. هر تصمیمى بگیرید پاى کارم هستم. من یک کار ننگ بر جنگ درست کرده ام ! در مقابل کسى که جنگ را تأیید مى کند ، خودم خودم را ممنوع الکار مى کنم.

 

-یکشنبه 16 ام احضار یراحی به حراست دفتر موسیقی و اعلام این که به دلیل پوشیدن لباس کارگران فولاد در کنسرت اهواز و انتشار موزیک ویدیوی "پاره سنگ" که مغایر با نمونه ی مجوز گرفته شده بوده و پا گذاشتن روی خط قرمزها بررسی می کنیم تا ببینیم چه می شود

 

-همان یکشنبه شب اخبار 20:30 خبر عذرخواهی مهدی یراحی را منتشر می‌کند که سه ساعت بعد خود خواننده در ویدیویی تکذیب می‌کند و می گوید دلیل تحریف حرفهایش توسط 20:30 را نمی فهمد و توضیح می‌دهد که برمبنای دیدگاه و تفکری که داشته این کار را انجام داده و پای هر تصمیمی که وزارت ارشاد بگیرد ، ایستاده است.

 

-پنج شنبه 23 دی ماه اعلام حمایت محکم وزیر ارشاد از مهدی یراحی! وزیر ارشاد : "درباره این موضوع معاون هنری ما توضیحاتی داده‌اند. آقای یراحی فردی با سابقه فعالیت خوب، قابل توجه و روشن در حیطه‌های مختلف از جمله حوزه‌های موسیقی دو زبان هم  فارسی و هم عربی و ساخت تیتراژ‌های موفق است؛ آنچه در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اتفاق افتاده، این است که ایشان مجوزی را گرفته، اما مطابق آن مجوز عمل نکرده و این کلیپ منتشر شده است. آقای صالحی در پایان گفته بود: «ان شاء الله ما با همین نگاه به پیش خواهیم رفت. ما نمی‌خواهیم هنرمندان ما احساس بن بست پیدا کنند.»

 

-در ادمه لغو مجوز کنسرت 2 اسفند تهران مهدی یراحی و نپذیرفتن حتی فرم درخواست اجرا کنسرت توسط دفتر موسیقی ارشاد! طبق استعلام خانم علیزاده در وزارت ارشاد ممنوع الفعالیت بودن اقای یراحی حتی در جشنواره های ارگانی و اعلام نکردن ممنوع بودن یا نبودن این هنرمند تا به امروز!

 

اطاق اول: روابط عمومی معاونت هنری وزارت ارشاد

 

طبیعی است که برای پیدا کردن رد ممنوع الکاری یک هنرمند باید به سراغ مدیر روابط عمومی معاونت امور هنری برویم جایی که برای اولین اولین بار خبر تعلیق موسسه ای را اعلام کرد که مجوز این موزیک ویدیو از سوی آن ها گرفته شد ه بود.

 

مجید فروغی می‌گوید: «وزارت ارشاد مسئول ممنوع کردن و ممنوع الکار کردن نیست، بلکه کارش دادن مجوز است . ما کسی را ممنوع الکار نکرده ایم و حتی حرف های وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی سید عباس صالحی ده روز بعد از انتشار این موزیک ویدیو حجتی بر این عدم ممنوعیت بود.»

 

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی تصریح کرده بود که  ما نمی‌خواهیم هنرمندان ما احساس بن بست پیدا کنند. فضای کشور، نظام و انقلاب برای هنرمندانی است که می‌خواهند در این سرزمین برای ملت خود فعالیت کنند. اصل حرکت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم بر این است که آغوش باز خود را در مسیر حرکت هنرمندان داشته باشد. البته آن‌ها هم باید به اخلاق حرفه‌ای و تعهدات قانونی توجه داشته باشند.

 

مجید فروغی اذعان داشت که «قاعدتا در اینگونه موارد راه های تعامل و گفت‌وگو موثرترند اما به خاطر شتاب زدگی، فشار حراست بر روی معاونت هنری و تلفن های بی شماری که از سوی جریان های تند رو به ما شد، مجبور شدیم واکنش نشان بدهیم و در نهایت خبر تعلیق شدن موسسه ی صاحب اثر را منتشر کنیم .اما در حقیقت معتقدیم و باور وزارت ارشاد براین است که باید بین حراست و وزارت خانه تعامل ایجاد بشود چرا که در نهایت این رفتارهای چکشی باعث متضرر شدن اول خود نظام ، بعد زیرمجموعه اش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و درنهایت خود هنرمندان خواهد شد.»

 

او در ادامه می‌گوید: «مجموعه وزارت ارشاد اسلامی که ما باشیم قطعا تفاوت می‌گذارد بین هنرمندی مثل یراحی که گذشته ی درخشان ، پرتلاش و پرباری در این مسیر دارد و در راه اندیشه پرسشگرانه اش کلی هزینه می دهد و فرم کنسرت ها و آهنگ ها و اصلا مدل بودنش در جامعه هنری نشان می‌دهد که این هنرمند در حالی دارد سه گانه ی اجتماعی پرسشگرانه اش را منتشر می‌کند که خیلی چیزها برای از دست دادن دارد. نکته مهم دیگر این است که ما دوست داریم یا حراست ما را و یا ما آن ها را قانع کنیم و در نهایت اگر هنرمند تخلفی کرده باید با او صحبت کرد و به تعامل رسید و این روش برخورد قهری به نتیجه ی مطلوبی نخواهد رسید.»

 

ایستگاه بعدی: اطاق حراست

 

قاسم خورشیدی رییس کل حراست وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درباره نحوه ممنوع الکاری هنرمندان می‌گوید: «ما چیزی به اسم ممنوع الکاری هنرمندان نداریم. تنها هنرمندی که با حکم دادگاهی ممنوع شد اقای جعفرپناهی بود که در همان ممنوعیت هم فیلمش را ساخت و هم جایزه‌اش را گرفت. در موارد دیگر وقتی هنرمندی تخلفی انجام می‌دهد ، به او تذکر داده می شود و یکی دو ماهی تعلیق می‌شود تا جلوی تخلف ها گرفته شود.

 

او ادامه می‌دهد: «در مورد اقای علی قمصری باید بگویم هیچ ممنوعیتی در مورد ایشان وجود ندارد ، ما برای کنسرتی که در شیراز داشتند و تک خوانی خواننده زن اصلاحاتی را ابلاغ کردیم که پذیرفتند و شب اول هم رعایت کردند. اما از شب بعد دوباره طبق اجرای قدیم رفتند که باز فقط تذکر گرفتند اما ممنوع نشدند. حتی در مورد کنسرت کرمانشاه مجوزهای کنسرت داده شد اما خودشان کنسرت را لغو کردند. اما در مورد اقای مهدی یراحی باید بگوییم که طبق گفته خودشان شیطنت کردند ودر ترانه و موزیک ویدیو تغییراتی دادند که به اطلاع معاونت هنری نرسیده بود. با این حال ما گفتیم اگر موزیک ویدیوی اصلی را که مجوز گرفته ، بجای این که منتشر شده بگذارند و تمام ویدیوهای قبلی را پاک کنند، می‌شود که دوباره مجوز بگیرند.»

 

می پرسم: «چرا ممنوع الکاری هنرمندان را به آن ها اعلام نمی‌کنید؟ نتیجه ی این بلاتکلیفی چیست؟ قرار است هنرمند بعد از شنیدن جواب های سربالا به این نتیجه برسد که منزوی بشود یا رها کند و برود اگرچه ما در مورد هنرمندی مثل مهدی یراحی حرف می زنیم که کارنامه ی درخشانی دارد ،صاحب اندیشه است و بنا بر هیچ تصوری قرار نیست مدل تتلو رفتار کند!»

 

خورشیدی معتقد است: «وقتی قرار است اشتباه هنرمندی را نادیده بگیریم و حتی وزیر درباره ادامه فعالیتش صحبت می‌کند، و خودش هم به معاون هنری وزیر اقای حسینی می‌گوید شیطنت کرده‌ام اما فردایش ویدیو می‌گذارد که من معذرت خواهی نکرده‌ام ، معلوم است که باید تاوان حرفش را بدهد.»

 

این در حالی است که مهدی یراحی گفته شیطنت کرده‌ام و نگفته اشتباه کرده‌ام ، گفته شیطنت! یعنی حالتی که یک جور انتخاب است و پای شیطنتم هم می‌ایستم چون مصداق شیطنت رزمنده هایی ست که به خاطر اعتقادشان توی شناسنامه‌هایشان دست می‌بردند. اما از آن طرف اخبار 20:30 از این جمله چطور نتیجه گرفت که یراحی عذرخواهی کرده است؟ وقتی مدل اخبار 20:30 واکنش هنرمند را طور دیگری جلوه می‌دهد،  انتظار دارید ساکت بماند و عکس العملی نشان ندهد!؟

 

با این حال قاسم خورشیدی، رییس حراست وزارتخانه از دادن راه‌حلی برای رفع این ممنوعیت می‌گوید: «برداشتن ویدیوی منتشر شده از روی تمامی سایت ها و پخش ویدیوی مجوز گرفته»

 

مدیر برنامه چه می‌گوید؟

 

امیر خائف زاده مدیر برنامه ی مهدی یراحی از اعلام هر گونه راه حلی از سوی حراست وزارت ارشاد اظهار بی اطلاعی می‌کند و می گوید وقتی نماینده گروه شان پیش حراست رفته ، راه حلی به او اعلام نشده است!

 

خائف‌زاده درباره ی تفاوت ویدیوی مجوز گرفته با ویدیوی منتشر شده می‌گوید: «بعضی وقت ها آن قدر ساخت ویدیو و گرفتن مجوز دردقیقه های نود انجام می‌شود که این اتفاق به طور معمول می‌افتد که ویدیویی که نود درصد کارش انجام شده برای مجوز می‌رود و تغییرات نهایی بعد از گرفتن مجوز روی آن اعمال می‌شود . در بیشتر موارد هیچ قصد و تعمدی در کار نیست  اما سوال اصلی ما این است که حتی اگر تخلفی صورت گرفته ، چرا به ما به طور مشخص اعلام نمی شود؟ یک روز می‌گویند ممنوعیتی در کار نیست و روز دیگر حتی برگه ی مجوز را از ما تحویل نمی گیرند. بعضاً در خیلی موارد از چند نفری که در یک قسمت از وزارتخانه کار می‌کنند دو نفر یک چیز می‌گویند و دو نفر دیگر چیز دیگری را که در نهایت این بلاتکلیفی به ضرر هنرمند و جامعه هنری تمام خواهد شد.»

 

استادان فن چه می‌گویند؟

 

محمدعلی بهمنی شاعر و ترانه سرای مطرح کشورمان که در شورای ترانه وزارت ارشاد به بررسی آثار می‌پردازد، معتقد است ترانه «پاره سنگ» کاری بسیار شریف و دوست داشتنی است. او می‌گوید: «در این کار پرسشی مطرح نشده که بخواهد به ممنوع‌الکاری منتهی شود، من خودم با شورا تماس گرفتم و پرسیدم که مساله این موزیک ویدیو چه بوده که گفتند خواننده در ویدیو و ترانه تغییراتی داده، اگر منظورشان آن بازوبند و اورکت و کلاه است که اینها نمادهای جنگ های معاصرند و به خاطر برخورد سلیقه‌ای و سخت‌گیری هایی که می‌شود، هنرمندی که این همه سابقه کارهای قابل تامل دارد ترجیح داده تا اصل پرسشی که در این ترانه مطرح کرده، مورد سانسور واقع نشود. من اتفاقا چندین بار ترانه را با دقت گوش کردم و بنظرم ترانه بسیار خوبی است. نیکوست به جای این ترانه‌های عمیق جلوی ترانه‌های سخیف و بی‌هویتی را بگیرند که مجوز می‌گیرند و واقعا خیلی‌هایشان توهین‌آمیز هم هستند. چه اشکالی دارد فضا بازتر بشود و وقتی صاحب اثر تفکر و تحلیلی برای گفتن دارد، به او مجال حرف زدن بدهیم؟ مگر نمی‌گوییم ترانه باید جایگاه شناخت وجودی داشته باشد؟»

 

عبدالجبار کاکایی: ممنوع‌الکار کردن امری غیر قانونی است

 

عبدالجبار کاکایی، شاعر و ترانه‌سرا که خود عضو شورای ترانه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است، درباره ماهیت ممنوع‌الکاری می‌گوید: «ممنوع الکاری خود پدیده ای غیر قانونی است چون هیچ سند و ضابطه و آیین نامه ای وجود ندارد که بشود با استناد به آن هنرمندی را ممنوع الکار کرد. در نهایت شورای انقلاب فرهنگی در حوزه نوشتاری می‌تواند تنها جلوی اثر را بگیرد نه این هنرمند را ممنوع‌الکار کند که آن هم نشدنی است و در نهایت هنرمند کارش را می‌کند.»

 

اما کاکایی به طور خاص درباره اثری مثل موزیک ویدیوی «پاره سنگ» که توسط مهدی یراحی خوانده و اجرا شد، می‌گوید: «ترانه پاره سنگ دیده و تایید شده است. اگرچه شورای ارزیابی ترانه از نظر فنی اثر را بررسی می‌کند و هیچ کتاب و آیین‌نامه‌ای برای نظارت روی یک اثری وجود ندارد، ضمن این که آن ها کار را فقط از نظر بلاغت و سنجش ادبی را می‌سنجند سوای این که خودشان مولف هستند و به کار اشراف دارند و نظرشان صائب است. اما کار شورای نظارت سوای شورای ارزیابی ست که اصول ثابتی هم ندارد و متغیر است و بنا بر شرایط سیاسی و اجتماعی تغییر می‌کند. مثلا نزدیک به انتخابات فضا بازتر می‌شود و بعد از انتخابات ها فضا بسته‌تر است. اگر روزنامه‌ای مطلب حساسی بگوید یا یک روحانی حرفی بزند، فضای حساس تری ایجاد می‌شود. در نتیجه به خاطر شرایطی که زیاد تغییر می‌کند،  نمی شود اصول ثابتی را مدون و ابلاغ کرد وگفت اصول آثار کلامی این است و نباید از آن عدول کنید. اگر چه یکسری اصول ثابت وجود دارد مثل این که نباید به اقلیت ها ، زبان ها، لهجه ها، مذهب و نژادها توهین کرد. در نتیجه در شرایط خاص فقط آن هایی عکس العمل نشان می‌دهند که سنسورهای شان حساس تر است یعنی برخورد سلیقه‌ای با اثر.»

 

عبدالجبار کاکایی درباره ی موزیک ویدیوی پاره سنگ می‌گوید: «اطلاق کلمه ضد دفاع مقدس به این کار بی معنی است. تفسیرها متفاوتند اما اثر دارد این گونه حرفش را می‌زند که «چرا به ختم جنگ این همه درنگ خوردو....» که این حرف بارها در محافل سیاسیون گفته شده و مطرح شده و بخصوص در شعر، پرسش عجیبی نیست. اما اگر برداشت کسانی که کارشان نظارت است، این بوده که این اثر دفاع مقدس را زیر سوال برده ، آدرس غلط می‌دهند چرا که نص جنگ ، پدیده ی زشتی ست و دفاع از وطن با لذت بردن از جنگ و کشتن و کشته شدن فرق می‌کند.

 

من خودم در سال 65 در ترانه ای از زبان  مادر شهید گفته ام:

 

به شوق خلوتی دگر که روبراه کرده ای

تمام هستی مرا شکنجه گاه کرده ای

محله مان به یمن رفتن تو روسپید شد

لباس اهل خانه را ولی سیاه کرده ای

چه روز ها که از غمت به شکوه لب گشوده ام

و نا امید گفته ام که اشتباه کرده ای

چه بار ها که گفته ام به قاب عکس کهنه ات

دل مرا شکسته ای! ببین! گناه کرده ای

ولی تو باز بی صدا ،درون قاب عکس خود

فقط سکوت کرده ای ، فقط نگاه کرده ای

 

پس این تصور و تلقی که جنگ پدیده زشتی است، اصلا عجیب و غریب نیست اما متاسفانه نظام مراقبت فرهنگی ما تحت تاثیر گروه های فشار است که هر مساله ای را به معضلی تعبیر می‌کند. رسانه ها و مطبوعات گروه های فشار ، مثل کیهان هر ازگاهی شورشی را ایجاد می‌کنند ، بولتن های محرمانه چاپ می‌کنند و به نهادهای فرهنگی فشار می‌آورند، در حالی که اگر به آرامش برسند و به گفتگو رو بیاورند و به جای گفتگو ، مبارزه نکنند جامعه بهتر و سریع تر به ثبات و صلح می‌رسد.

 

در واقع بین این گروه ها و گروه های چریکی طالبان تفاوتی نیست، چرا که این ها هم ترور شخصیت  می‌کنند ، در حالی که باید بفهمند جریان های فکری یک جامعه با فهم مسائل و تجزیه و تحلیل می‌تواند پیش برود.»

 

کاکایی با اشاره به اشتباهات دوران جنگ ایران و عراق می‌گوید: «نباید حرف زدن از آن اشتباهات تابو باشد همچنان که چند وقت پیش محسن رضایی هم در مصاحبه‌ای به این اشتباهات اشاره‌ای داشت. من خودم به عنوان شاهد زنده یادم هست 50 نفر بودیم که اعزام شدیم به منطقه ای در خط مقدم که هشت صبح رسیدیم و کسی آنجا نبود که به ما بگوید اگر از این مکان بیرون بیایید ، در تیررس دشمن قراردارید و کشته می‌شوید. ما هشت صبح رسیدیم و نه صبح تعدادی از بچه ها که همراهمان بودند گرمشان شد و کنار رودخانه رفتند که شنا کنند که به تیربار بسته شدند. چه اشکالی دارد درباره ی این اشتباهات حرف بزنیم . چه کسی گفته پرسش درباره جنگ به معنی نقض ارزش های دفاع مقدس است؟»

 

عبدالجبار کاکایی درباره روش‌های تبعیض آمیز در برخورد با هنرمندان می‌گوید: «تعدد نهادهای فرهنگی و تفاوت در سیاست گذاری های شان با هم باعث شده تا به خطوط قرمز مشخصی نرسیم. صدا و سیما، حوزه هنری، موسسه ی اوج و خیلی از موسساتی که ساخته و پرداخته ی یکی از نظام های قدرت برای کار تبلیغی هستند، هر کدام یک دستورالعملی دارند ،ضمن این که هر گاه دولت متمایل به اصلاح طلب بوده ، فشار در حوزه ی فرهنگ بیشتر شده و معمولا هم این دولت ها و وزرای شان مصالحه می‌کنند و کوتاه می‌آیند تا تمرکزشان را روی حوزه ی سیاسی بگذارند اتفاقا در دوره های اصولگرا فشار بر حوزه ی فرهنگ کمتر است و به اصطلاح فضا بازتر است.»

 

از آقای کاکایی درباره اتفاق‌های متناقضی که در این زمینه روی می‌دهد، می‌پرسم، اینکه مثلا هنرمند وابسته‌ای به یکی از نهادهای قدرتمند در حوزه فرهنگ مثل اوج، ترانه‌ای نژادپرستانه می‌خواند و حتی دو کار آلبومش را بی مجوز منتشر می‌کند اما کسی با او کاری ندارد، برخوردی صورت نمی گیرد و مجازاتی در کار نیست، اما وقتی هنرمند متعهدی مثل مهدی یراحی که مستقل است ترانه‌ای پرسشگرانه درباره ادامه جنگ می‌خواند، در خاموشی و بلاتکلیفی که حتی به خود هنرمند اعلام نمی شود، جلوی ادامه ی فعالیت‌هایش گرفته می‌شود.

 

کاکایی معتقد است: «این‌ها را تاریخ و خود وجدان‌های شان باید قضاوت شان کند، به عقیده من هنرمند نباید در نگاه‌های فرمایشی و سفارشی مستور بماند، دست‌کم فکر می‌کنم هنرمند وابسته نمی تواند از ضربات وجدانش در امان باشد. این اتفاق یک بار هم برای شعر بعد از  انقلاب افتاد، حوزه ی هنری می‌خواست تحت قیمومیت خودش شعر را  تبلیغ کند که شاعران در اقدامی دسته جمعی از حوزه کنار کشیدند که ما آمده ایم با کارهنری مان تحلیل کنیم و قرار نیست بیانیه بدهیم که مرحوم حسن حسینی نام آن جلسه ی آخر را حجه الوداع گذاشت و بعد درست است که این شاعران از خیلی از امکانات مادی و معنوی محروم شدند اما مستقل ماندند و با وجدانی آسوده کارشان را ادامه دادند. حالا هم متاسفانه هنرمندی که مستقل کار می‌کند باید هزینه اش را بپردازد.»

 

حرف آخر

 

شاید بهتر باشد به جای جواب‌های سربالا با یکدیگر حرف بزنیم و تعامل کنیم. گفت‌وگو رمز رسیدن به جواب‌هاست، راه حل روشن شدن ابهام‌هایی است که اگر ناگفته بمانند، منجر به منزجر شدن و منزوی شدن و شاید بریدن و شاید رفتن شوند.

 

پدیده ممنوع الکاری حق هنرمندی نیست که سابقه کارهای باارزش زیادی دارد، نگاه و تحلیل دارد و در اوج کار و برگزاری کنسرت و تهیه آلبوم ، سه گانه اجتماعی می‌سازد و پرسش‌های جدی مطرح می‌کند در حالی که مستقل است و هنر اعتراضی را نه از روی سفارش بلکه به طور مستقل دنبال می‌کند چون دغدغه‌مند است و چون دنبال کار بازاری نیست و ممنوع‌الکاری حق هنرمندی نیست که حق دارد از جنگ بخواند، هنرمندی که خودش متولد جنگ و بچه اهواز است و خواب موشک و آژیر روی تمام خاطرات کودکی‌اش سایه انداخته، پس نخواهیم جنگ را به نفع عده قلیلی مصادره کنیم و نخواهیم هنرمندها ساکت بمانند و گوشه‌ای بنشینند و کارهای بی‌خاصیت بسازند چرا که ذات هنر پرسشگری است بخصوص برای هنرمندی که همین جا کنار کارگران بیکار شده ایستاده و برایشان خوانده است.

موضوعات مرتبط
دیدگاه ها