11/12/2019
سه شنبه، ۲۱ آبان ۱۳۹۸
عزاداری‌ عاشورا در ایران به روایت زنی انگلیسی ملقب به «پادشاه ساز»

عزاداری‌ عاشورا در ایران به روایت زنی انگلیسی ملقب به «پادشاه ساز»

مارگارت گرترود لوثیان بل در سفرنامه‌اش با نام «تصویرهایی از ایران، شرح مسافرت» با دقت و هوشمندی ویژه‌ای به طرز زندگی ایرانیان نگریسته و دیده‌ها و شنیده‌های خود را درباره عزاداری‌های ماه محرم ثبت کرده است.

اعتمادآنلاین| یکی از سفرنامه‌های دوران ناصرالدین‌شاه، سفرنامه گرترود بل به نام «تصویرهایی از ایران» است که با مقدمه ایران‌شناسان مشهور انگلیسی آغاز شده است. او به مراسم و اعیاد مذهبی، عزاداری‌های دهه اول محرم توجه داشته است.


​مارگارت گرترود بل دانش‌آموخته ممتاز رشته تاریخ از دانشگاه آکسفورد بود و زمانی به تحصیل پرداخت که تحصیلات دانشگاهی برای زنان هنوز امری غیرمعمول بود اما با این وجود تنها ظرف مدت دو سال تحصیلات خود را در آکسفورد به پایان رساند و سپس در مسیر سفرهای خود به دور دنیا به ایران آمد.


این ایران‌شناس انگلیسی بعدها به مقام دبیر واحد شرقی در کمیسیون عالی امور بغداد ارتقا یافت و به واسطه نقشی که در روی کار آمدن بسیاری از شاهان و شاهزادگان در عراق پس از جنگ جهانی اول داشت به‌عنوان «پادشاه ساز» دولت عراق شهرت یافت. وی در مدت حضورش در این کشور مدیر افتخاری اداره عتیقه‌جات این کشور شد. تاسیس موزه بغداد در عراق نیز از جمله اقدامات او در زمینه حفظ آثار فرهنگی بود.

 

بیشتر آنچه گرترود بل در تصویرهایی از ایران ثبت کرده، اکنون مدت‌هاست که تغییر یافته چنان‌که تقریبا قابل باز شناختن نیست. با این همه تأثیرات او ارزشی هر چه بیشتر دارد زیرا که او تناقضات یک سلطنت روبه زوال را نمایان می‌کند که آخرین بقایای ایران قرون وسطایی بوده است.

 

گرترود بل شیفته ایران و ایرانی و مشرق زمین بود. به نظر او «زندگی در شرق را می‌توان در دو عنصر خاک و آفتاب خلاصه کرد. آنگاه که بی‌توجه در درگاه ایستاده‌ای اقرار خواهی کرد که این سفر دراز بیهوده نبوده است اما همزمان با حرکت دسته جمعی مردمی که پشت سر تو حرکت می‌کنند ناآگاه درخواهی یافت که چه شکاف و گرداب ژرفی میان تو با آنهاست. مردم مشرق زمین درباره دنیای بزرگتری که تو شهروند آن هستنی چیزی نمی‌دانند بنابراین چیزی از تو و تمدن تو نمی‌پرسند.»

 

وی در سفرنامه خود درباره ماه محرم می‌نویسد: «با شروع ماه محرم هیجان مذهبی پنهان مشرق زمین آشکار شد. هرشب هنگام غروب شیون و زاری عزاداران فضا را پر می‌کرد و غم و اندوه گاهی اوج می‌گرفت و گاهی تخفیف می‌یافت. سرانجام روز دهم محرم فرا رسید. روزی پراهمیت برای همه مسلمانان، زیرا که این روز، روز شهادت امام حسین (ع) بوده است.»

 

او ادامه می‌دهد: «کمی بعد از ظهر، صدای عزاداران در دهکده پیچید. اهالی که دسته‌هایی تشکیل داده بودند در خیابان‌های سایه‌دار به راه افتادند و از باریکه‌ای از صحرا که به خیابان‌های اصلی می‌رسید گذشتند. اندوه و ماتم این گروه عزاداران مایه شگفت بود نسبت به قهرمان دلیری که پیکرش بیش از 12 قرن پیش در دشت کربلا آرمیده است...»

 

بل با اشاره به مراسم عاشورا می‌نویسد: «...مراسم واقعی هنگام شب برپا شد. روی سکو، نوحه‌خوانی با لباس بلند و عمامه سفید نشسته بود و شرح شهادت را با آهنگ کشیده و حزن‌انگیزی می‌خواند. زیر پای او زمین پوشیده از زنانی بود که چادرهای سیاهشان را به‌طور مرتب به دور خود جمع کرده و با سرهای پوشیده نشسته بودند و روبند کتان سفید جلو صورتشان تا پایین روی دامنشان آویزان بود...مردها بر روی سینه برهنه خود می‌کوفتند و اشک بر گونه‌هایشان سرازیر بود و گاه به گاه کلمات نوحه‌خوان را مضمون هم‌سرایی خسته و ماتم‌زده‌ای قرار می‌دادند، یا با ناله زمزمه مانندی وارد داستان او می‌شدند که شدت و قدرت می‌یافت تا به دورترین گوشه‌های چادر می‌رسید: حسین! حسین! حسین!»

 

منبع: خبرآنلاین

موضوعات مرتبط
دیدگاه ها