10/20/2019
یکشنبه، ۲۸ مهر ۱۳۹۸
آیا آمریکا واقعاً ایران را می‌شناسد؟
«اعتمادآنلاین» گزارش می‌دهد:

آیا آمریکا واقعاً ایران را می‌شناسد؟

بی‌تردید برای آمریکایی‌ها غافلگیرکننده است ولی شرایط امروز ایران از سال گذشته پایدارتر است.

اعتمادآنلاین| فاطمه سادات موسوی حکیمی- بی‌تردید برای آمریکایی‌ها غافلگیرکننده است ولی شرایط امروز ایران از سال گذشته پایدارتر است.

 

به گزارش اعتمادآنلاین و به نقل از دو ماهنامه فرانسوی لا روو*، در دوازده ماه گذشته ایرانی‌ها از خود می‌پرسیدند جنگ اقتصادی با آمریکا، آنها را تا کجا پیش می‌برد. یک سال بعد، واشینگتن پا را فراتر نهاده و سخت‌ترین تحریم‌ها را که تاکنون این کشور به خود ندیده بود، بر تهران تحمیل کرد. حاکمیت سعی کرد خودش را با این شرایط تطبیق دهد و راهی برای متعادل ساختن دوباره اقتصاد بیابد.

 

مردم ایران توان مقاومت تحسین‌برانگیزی را از خود نشان دادند، و برخلاف آنچه که بازهای شکاری سازمان‌های دولتی آمریکایی انتظار داشتند، احتمال کمی وجود دارد که تحریم‌ها مردم را همچون سال 1979 به خیابان بکشاند، و باز احتمالش ضعیف‌تر است که مردم سعی کنند رژیم را ساقط کنند.

 

در واقع به نظر می‌رسد آمریکایی‌ها بر اساس اطلاعات نادرستی که از طرف بعضی از گروه‌های مخالف حکومت ایران به دست آورده‌اند، دچار تصوری اشتباه از نارضایتی شهروندان از حاکمان شده باشند. البته، مطالبات مردم به گوش می‌رسد، شعارهای مخالفان حکومت وجود دارد و رسیدگی به اتهامات فساد در جریان است.

 

از آنجایی‌که طبقه کارگر ایران از نظر تاریخی هیچگاه به ابتکار خود برای براندازی نظام مستقر قیام نکرده و طبقه متوسط و تحصیل‌کرده نیز درباره هزینه-فایده سقوط احتمالی نظام تردید دارد فرضیه انقلابی دیگر دور از ذهن است. در مردم ترسی از تغییر است که نباید نادیده گرفته شود.

 

از طرفی، قدرت حاکم تا جای ممکن برای آرام کردن نارضایتی مردم، امتیاز می‌دهد. تظاهرات‌ خشمگین علیه شرایط بد اقتصادی تحمل می‌شود. قوانین تحمیلی نوع پوشش اسلامی با زور اعمال نمی‌شود و بیش از پیش در کوچه و خیابان با زنانی که روسری بر سر ندارند روبه‌رو می‌شویم. در شهرهای بزرگ کافی‌شاپ‌ها و رستوران‌ها بدون مشکل کنسرت برگزار می‌کنند.

 

مساله حاکمیت مصلحت‌گرایی است. برای روحانیان ماندگاری نظام از سخت‌گیری در رعایت مجموعه قوانین اسلامی مهم‌تر است.

 

نظر بعضی از کارشناسان ایرانی این است که ایالات متحده از نظر راهبردی، با تمرکز حملاتش بر برنامه هسته‌ای ایران، اشتباه کرده است. برای اینکه ایران پایبندی خود را به تعهداتش در چارچوب توافق سال 2015 (برجام) نشان داده بود. شهروندان ایران می‌توانند نسبت به دولتمردان خود ناراضی باشند ولی در این موردِ مشخص می‌دانند که حق با آمریکایی‌ها نیست.

 

در این مرحله، تنها مجازات شدید باقیمانده علیه تهران، جنگ است. اما جای تردید است که آقای ترامپ بخواهد تا آن مرحله جلو برود.

 

از طرفی مسئولین ایران نیز به دقت از تحریک آمریکا و کشورهای منطقه که دشمن ایران هستند همچون اسرائیل و عربستان خوداری می‌کنند.

 

با این حال، به نظر می‌رسد کشمکشی در وسعت محدود، ایرانی‌ها را نمی‌هراساند و خرابکاری اخیر دو نفت‌کش سعودی در تنگه هرمز می‌تواند علامتی باشد که ایرانی‌ها به دشمنان خود اعلام کنند که کاملا توانایی پیش برد یک جنگ نابرابر را دارند.

 

ولی با تمام فرضیه‌ها، این بازی خطرناک تا ابد نمی تواند ادامه یابد. ودر حال حاضر مسئولین ایرانی باور دارند که این تنشها راهی برای مذاکره با آمریکایی‌ها خواهد گشود. اما چه وقت؟ سوال اصلی اینجاست، و جوابی برای آن نداریم؛ اگر مسئولین ایرانی بخواهند که این مذاکرات به سرعت آغاز شود یا با خود می‌اندیشند، می‌توانیم تا پایان دوره ریاست جمهوری ترامپ تا 2021، دوسال دیگر، یا بدتر از آن تا سال 2025، صبر کنیم.

 

در حال حاضر، رهبران ایران بر اساس پیش‌آمدها و اتفاقات اقدام وبرای حل سریع‌تر مشکلات تلاش می‌کنند. اما به نظر بدیهی می‌رسد که در درازمدت، تنها راه‌حل ممکن بین دو کشور مذاکره است.

 

1

 

 

* دو ماهنامه فرانسوی لا رُوُو یک نشریه سیاسی فرهنگی است که زیرمجموعه انتشارات ژون افریک است و بیشتر به موضوعات سیاسی، فرهنگی و اقتصادی در حوزه کشورهای خاورمیانه و آفریقا می‌پردازد.

موضوعات مرتبط
دیدگاه ها