کد خبر: 703088
|
۱۴۰۳/۱۲/۱۸ ۱۰:۱۳:۵۵
| |

نابرابری جنسیتی عامل خشونت خانگی است: خشونت، خشونت می‌آورد

فرح قادرنیا نوشت: نابرابری جنسیتی یکی از عوامل خشونت‌های خانگی می‌باشد. به‌طور کلی خشونت خشونت می‌آورد و آن را می‌توان در تمام ابعاد اجتماعی شاهد بود. خشونت علیه افراد مسن، زنان، کودکان و خشونت علیه حیوانات، بیانگر بازتولید خشونت در جامعه است.

نابرابری جنسیتی عامل خشونت خانگی است: خشونت، خشونت می‌آورد
کد خبر: 703088
|
۱۴۰۳/۱۲/۱۸ ۱۰:۱۳:۵۵

«خشونت فزاینده در زیر سایه عدم قانون حمایت» عنوان یادداشت فرح قادرنیا برای روزنامه اعتماد است که در آن آمده؛ خشونت در یک دهه اخیر چنان افسارگسیخته شده است که پدر فرزند می‌کشد، شوهر همسر و برادر خواهرش را مثله می‌کند. این چرخه خشونت اگر مهار نگردد، بی‌شک شاهد نسلی در آینده خواهیم بود که با معضلات شدید روحی و روانی دست به گریبان است. در چنین شرایطی، نه تنها جامعه‌ای سالم نخواهیم داشت، بلکه کنترل آن دیگر امکان‌پذیر نخواهد بود. 

نوشتن از آمار و ارقام قتل‌های ناموسی در این مقاله با توجه به اینکه تمام نشریات، شبکه‌های اجتماعی هر روز خبر کشته شدن دختری، مادری، خواهری، همسری را منتشر می‌کنند اضافه‌نویسی است. هدف این مقاله، بررسی بازتولید خشونت و نبود قانون حمایت از زنان است.   روانشناسان و جامعه‌شناسان بر این امر تاکید دارند، اگر خشونت در یک جامعه گسترش پیدا نماید، باید زنگ خطر را به صدا در آورد.  رابرت بندورا، از روانشناسان معروف نظریه «یادگیری خشونت» را ارایه داده است. وی معتقد است خشونت مانند سایر رفتارهای اجتماعی یادگرفته می‌شود. انسان فطرتا خشن نیست، بلکه خشونت در جامعه یادگرفته می‌شود. بنابراین ما از جامعه، خانواده، مکتب، رسانه و محیط اجتماعی همان‌گونه که سایر رفتارهای اجتماعی را یاد می‌گیریم خشونت را نیز یاد می‌گیریم.

ویلیام گود، جامعه‌شناس، در نظریه‌اش در مورد «خشونت به عنوان پدیده اجتماعی»، خشونت را به عنوان یک پدیده پیچیده و مرتبط با ساختارهای اجتماعی و فرهنگی می‌بیند. او به این نکته اشاره می‌کند که خشونت نمی‌تواند تنها به عنوان یک رفتار فردی یا نتیجه ویژگی‌های شخصیتی افراد در نظر گرفته شود، بلکه باید آن را به عنوان یک پدیده اجتماعی و فرهنگی در نظر گرفت که تحت تاثیر عواملی چون ساختارهای اجتماعی، روابط قدرت، نابرابری‌ها و برچسب‌گذاری‌های اجتماعی قرار دارد. گود بیان می‌کند که خشونت می‌تواند ناشی از فشارها و تنش‌های اجتماعی، تبعیض‌ها و نابرابری‌های اقتصادی باشد. 

خشونت و هویت اجتماعی: طبق نظریه گود، خشونت می‌تواند بخشی از هویت اجتماعی فرد باشد. در جوامعی که هویت‌های گروهی و هنجارهای اجتماعی بر اساس قدرت و سلطه تعریف می‌شوند..

 افراد ممکن است به خشونت به عنوان ابزاری برای حفظ تقویت جایگاه اجتماعی خود نگاه کنند. بنابر این خشونت نه تنها یک واکنش فردی نیست، بلکه محصولی از تعاملات پیچیده اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی است که تحت تاثیر ساختارهای اجتماعی خاصی قرار دارد.

 بر اساس نظریات جامعه‌شناسان و روانشناسان اجتماعی، خشونت بازتولید می‌شود. خشونت در جوامع و گروه‌های خاص به صورت چرخه‌ای تکرار می‌شود و از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌گردد. این پدیده به چند عامل مهم بستگی دارد، انتقال فرهنگی- اجتماعی، عوامل قومی- سنتی، عوامل سیاسی- اقتصادی، نابرابری‌ها جنسیتی، تجربه‌های شخصی و خانوادگی، رسانه‌ها و فرهنگ غالب در جامعه است.

خانم دکتر ریحانه جلالی تراپیست و درمانگر، در رابطه با خشونت می‌گوید: نابرابری جنسیتی یکی از عوامل خشونت‌های خانگی می‌باشد. به‌طور کلی خشونت خشونت می‌آورد و آن را می‌توان در تمام ابعاد اجتماعی شاهد بود. خشونت علیه افراد مسن، زنان، کودکان و خشونت علیه حیوانات، بیانگر بازتولید خشونت در جامعه است. 

این خشونت‌ها باعث ایجاد احساس عدم امنیت و متزلزل شدن روان زنان و کودکان در محیط خانواده می‌شود. به‌طور مثال یکی از مراجعین، می‌گفت: «وقتی این خبرها را خواندم همسرم به من نگاهی تهدیدآمیز داشت، و بارها خواب دیدم که کشته شدم.» 

باید به این امر مهم توجه ویژه شود که تاثیر اینگونه خشونت‌ها بر روی فرزندان ایجاد تروماهای شدید خواهد نمود که نیاز به درمان‌های جدی و درازمدت دارد. خشونت درجامعه، ایجاد استرس و عدم امنیت جانی و روانی می‌کند. وقتی خبرهای خشونت پخش می‌شود، اما از مجازات و حمایت قانونی دیگر هیچ خبری منتشر نمی‌شود، در اذهان عمومی به این شکل جا می‌افتد که این قتل‌ها قابل قبول است و مجازات خاصی در پی ندارد. همین امر باعث عادی‌سازی خشونت می‌شود. خشونت، اضطراب و روان‌تنی‌های بسیار دارد که گاهی عامل مرگ‌های ناگهانی می‌شود. عدم اعتماد به نفس زنان به واسطه خشونت، مشارکتشان را در فعالیت‌های اجتماعی بسیار کم می‌نماید. زنان حمایت نمی‌شوند، حامی فقط خانواده نیست، بلکه قوانین حاکم بر جامعه است که باید این حمایت را ایجاد کند. باید به این نکته اشاره کنم که در بین مراجعین به اینجانب، مردان خشونت دیده هم هستند. در تعریف خشونت باید بگویم، خشونت تنها فیزیکی نیست، بلکه کلامی و رفتاری هم می‌باشد و اینگونه خشونت‌ها در درازمدت تاثیرات بسیار عمیقی بر افراد جامعه می‌گذارد و در عدم اعتماد به نفس، زندگی می‌کنند. در رابطه با رشد خشونت در جامعه، لازم است تاکید کنم که قوانین حمایتی بسیار مهم و پیشگیرانه است، چنانچه قانونی تصویب گردد در حمایت از زنان و به‌طور کلی جلوگیری از خشونت، تاثیر چشمگیر در توقف و بازتولید خشونت صورت خواهد گرفت. نیاز به بازنگری قوانین، همچون قانون ارث، قانون تمکین، حق طلاق، حق حضانت فرزند و حمایت از زنان طلاق گرفته است. 

خانم دکتر ستاره جلالی در ادامه به تاثیرات روحی فرزندانی که در خانواده خشونت زده رشد می‌کنند، می‌گویند: این کودکان با توجه به نبود یک برنامه منسجم به عنوان یک اصل بنیادی در روانشناسی و کمک به آنها از سنین کودکی، باعث می‌شود که افت تحصیلی و در بیشتر مواقع ترک تحصیل نموده و وارد چرخه خشونت شوند. تشکیل انجمن‌های حمایت از زنان و کودکان و ایجاد کارگروه‌های تخصصی در کنار تصویب قوانین بازدارنده خشونت، یقینا می‌تواند کمک به نسل آینده در جهت رشد جامعه باشد.

در طول سالیان گذشته، دختران و زنان بسیاری به قتل رسیدند، در طول همین سال‌ها، یک بررسی عمیق جامعه‌شناسی و روانشناسی صورت نگرفته است. کودکان به جا مانده از این خشونت‌های خانگی به بهزیستی یا خانواده پدری به امان خدا سپرده می‌شوند. بدون کوچک‌ترین پیگیری و معالجه روان این کودکان. عدم توجه به این کودکان و بازماندگان و شاهدین خشونت، بی‌شک بازتولید خشونت می‌کند. دزدی که دست به قتل می‌زند و بعد اعدام می‌شود، ماحصل محیط خشونت‌زا و افسارگسیخته‌ای است که در آن رشد نموده است. این چرخه خشونت اگر درمان نشود، هرسال بدتر از سال قبل خواهد شد و شاهد قتل دختران و زنان در هر روز2 تا 4 نفر خواهیم بود.  لایحه حمایت از زنان بیش از 13 سال است که در مجلس شورای اسلامی به بایگانی سپرده شده است. با وجود تغییراتی که در لایحه پیشنهادی دولت وقت اعمال گردیده و از 57 ماده به 51 ماده کاهش پیداکرده است، هرگز در صحن علنی مجلس با توجه به اهمیت ویژه آن طرح نگردیده است. 

عدم قانون حمایت از زنان باعث رشد قتل‌های ناموسی، کودک‌آزاری و مرگ کودکان زیر 12 سال شده است.

برای رسیدن به جامعه‌ای عاری از خشونت، نیاز به تغییرات در نگرش‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، وضع قوانین حمایت از زنان، فراهم‌سازی سیستم‌های حمایت اجتماعی و آموزش‌های لازم در جهت خشونت‌زدایی از مقطع ابتدایی است.

دیدگاه تان را بنویسید

خواندنی ها